|
اشاره
همگان به این امر معترفاند که تأمین جامعه اسلامی و حفظ رفاه و سلامت آن نیازمند صرف هزینههایی کلان است. بخشی از این هزینهها که دریافت و مصرف درست آن از لوازم اداره کردن جامعهای متمدن و پیشرفته است در تمدن اسلامی تحت عنوان خَراج یا مالیه مطرح بوده و حاکمان مسلمان اهتمامی جدّی به دریافت و خرج آن در راه مصالح جامعه داشتهاند، اما از آنجا که فقط با رعایت دقیق موازین شرعی و اخلاقی است که میتوان از این امکان در راه مصالحت عالیه امت سود جست، عالمان اخلاق و دانشمندان مسلمان توجهای ویژه به آن داشتهاند و در قالب نکات و حکایات و توصیهها سعی کردهاند موازینی را برای این کار ارائه دهند.
معنی خراج
نکته: «خراج اسمی است از خروج، و در شرع آن را اطلاق میکنند بر وظیفه معینهای که آن را موظف ساخته باشند بر آدمی یا بر زمین که ادا کنند آن را بر وجهی که در شرع معین شده. پس اگر آن وظیفه را بر آدمی معین گردانیده باشند، او را خراج رؤوس گویند همچو جزیه. و اگر بر زمین معین کرده باشند او را خراج اراضی گویند».
کسانی که باید از آنها خراج گرفت
توصیه: «هر کس که مالک زمین خراجی است، خراج از وی باید گرفت خواه مسلمان باشد و خواه کافر و خواه صغیر باشد و خواه کبیر، و خواه آزاد و خواه بنده مُکاتب یا بنده مأذون، خواه زن باشد و خواه مرد».
چگونگی گرفتن مالیات
توصیه: «و اما کیفیت فرا گرفتن خراج آن است که سلطان کسی امین را نصب کند از برای فرا گرفتن خراج... ، سزاوار است والی را که کسی را والی خراج سازد که با مردمان رفق کند، و ایشان را مؤاخذت کند به خراج هر بار که غله از زمین برآید».
موارد مصرف مالیات
توصیه: «و چون ممکن نیست صرف او (= خراج) به هر فرد از افراد مسلمانان، پس صرف باید کرد به کسانی که نفس خود را از همه کارها فارغ گردانیده باشند و مشغول به امور عامه مسلمانان شده باشند، ـ همچو لشکریان و قاضیان و مفتیان و مدرّسان و مؤذنان و معلّمان و محتسبان ـ و سدّ ثغور مسلمانان، و بناء حصارها در ثغور، و مراصد طرق در دارالاسلام ـ تا امن واقع شود از قطع طریق از قِبَل دزدان ـ و به روان گردانیدن و اصلاح کردن نهرهای بزرگ که مسلمانان بدان محتاج باشند، و عمارت مساجد و قناطر، و معالجه خستگان اگر فقیر باشند، و به تکفین مردگان که ایشان را مال نباشد، و نفقه لَقیط و دیت جنایت او. باید که از آنجا تقدیر کنند نفقه ایشان و نفقه عیال ایشان و غنی و فقیر هر دو در آنجا برابرند، زیرا که غنی چون نفس خود را فارغ گردانیده از برای مصالح عامه مسلمانان، هر آینه عاجز از کسب شده، پس کافی نیست او را آن چیزی که در دست او است. پس او را نفقه باید داد از بیتالمال، تا درویش نگردد».
نحوه دریافت خراج و آداب آن
توصیه: «نباید که هیچ پادشاه روا دارد که عاملان وی از رعیت چیزی به ناحق بستانند؛ چنانکه به حکایت آمده است:
حکایت: «چنین گویند که عاملی از آن نوشروان سه بار هزار هزار درم افزون از خراج، به نوشروان فرستاد؛ بفرمود تا زیادت از آن به خداوندان دِرَم بازدادند و عامل را بردار فرمود کردن».
توصیه: «عمّال را که عملی دهند ایشان را وصیت باید کرد تا با خلق خدای تعالی نیکو روند و از ایشان جز مال حق نستانند و آن نیز به مدارا و مجاملت[19] طلب کنند و تا ایشان را دست به ارتفاعی نرسد آن مال نخواهند که چون پیش از وقت خواهند رعایا را رنج رسد و درمگانه ارتفاعی که خواهد رسید از ضرورت به نیم درم بفروشند و از آن مستأصل و آواره شوند و اگر کسی از رعیت درماند و به گاو و تخم حاجتمند گردد او را وام دهند و سبکبار دارند تا بر جای بماند و از خانه خویش به غربت نیفتد».
شفقت کردن بر مالیاتدهندگان
حکایت: «گویند در اطراف ممالک خراسان شهری خراب شده بود، و سبب خرابی، خراج آن را حکام آنجا تخفیف کرده بودند. و چون آبادان شد و مصارف دخل و حاصل زیادت گشت و از مواضع روی بدانجا نهادند، مردم آن شهر اندیشه میکردند که مبادا حکّام خراج را با قرار اصل برند، که کس باز آنجا قرار نتواند گرفت.
اتفاق، روزی زیاد آنجا رسید و عمارت و غلبه آن شهر را بدید، به غایت خوشدل شد. مشاهیر و معارف شهر را طلب کرد و ایشان را بنواخت و ترحیب نمود، و صدهزار درم از اصل مال خراج ایشان وضع کرد. و منادی فرمود که هر که در عمارت زیادت کند، از خراج و عوارض و مؤنات او کم کنم. چون رعیت آن شفقت بدیدند، از سر رغبت روی به عمارت آوردند و ولایت آبادان کردند، تا آن ولایت در عمارت از اثر آن عنایت، رَشک جنانو غیرت رِضوان گشت».
و اما مالیات...
مالیات، واژهای عربی است که در زبان فارسی به معانی باج، خراج، ارتفاع، حاصل و محصول به کار میرود. این واژه جمع مالیه به معنای چیزی است که به دارایی و اموال تعلق دارد. مالیات در اصطلاح، سهمی است که به موجب اصل تعاون ملی و بر اساس مقررات، شهروندان موظفند از ثروت و درآمد خود، به منظور تأمین هزینههای عمومی و حفظ منافع اقتصادی یا سیاسی و اجتماعی کشور، به قدر و توانایی خود به دولت بدهند تا دولت در هر موردی که مصلحت بداند، مصرف کند.
ایرانیان از زمان هخامنشیان برای دریافت مالیات و امور مالی كشور دفاتر و سازمانهای مرتبطی داشتند. در زمان ساسانیان اخذ مالیات صورت كاملتری بخود گرفت و سه نوع مالیات بنامهای اراضی، سرشماری و سرانه دریافت می شد. پس از تسلط اعراب به ایران، در زمان حجاج بن یوسف ثقفی دفاتر مالیاتی از فارسی به عربی برگردانده شد و در دوره سلجوقی با دستور عبدالملك كندری وزیر طغرل مجدداً به فارسی بر گردانده شد. در زمان سلطنت صفویه تجارت خارجی و درآمد گمركی به مالیات اضافه و در دوره افشاریان گسترش بیشتری یافت. در دوره قاجاریه وضع مالیه كشور بواسطه جنگها، مسافرتها و ضعف پادشاهان رو به ركود گذاشت و با زحمات طاقت فرسای امیركبیر گامهای سودمندی برداشته و برای وصول، نگهداری و مصرف خزانه مقررات جدیدی وضع گردید.
قبل از مشروطیت شاهان تمام در آمدها و عواید كشور را در اختیار داشته و تمام مخارج نیز به فرمان و تصویب شخص او صورت می گرفت. با انقلاب مشروطه در سال 1285 اولین كابینه قانونی تشكیل و ناصرالملك بعنوان نخستین وزیر مالیه از مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت. از سال 1300 به بعد دگرگونیهای زیادی در وزارت مالیه رخ داد. بالأخره در سال 1353 قانون تشكیل وزارت امور اقتصادی و دارائی با 6 ماده به تصویب مجلس شورای ملی سابق رسید.
مالیات
برنامه های مالیاتی بعنوان یكی از ابزارهای توسعه شمرده می شود. در بسیاری کشورها شهروند معادل مالیاتدهنده است. تقریبا همه جای دنیا برای هر فرد پذیرفته شده است که اگر در زندگی روزمرهاش خدمتی دریافت میکند، باید هزینهاش را به طور مستقیم یا غیرمستقیم بپردازد. اکثر مالیاتدهندگان تقریباً پذیرفتهاند که چرا مالیات میدهند. آنها در ازای خدماتی که دریافت می کنند با رغبت مالیت خود را پرداخت می کنند و به همین دلیل با کمکاری و اصراف در بودجه کشور به شدت برخورد میکنند.
مالیات در جامعه اسلامی
با توجه به اینكه حكومت اسلامی از اهم احكام اسلام و حاكم بر بقیه احكام فرعی است، لذا خداوند متعال برای حكومت، منبع مالی قرار داده است كه این منابع مالی همان مالیاتهای شرعی و اسلامی است.
خمس و زكات دو مورد از عمده ترین مالیاتهای اولیه اسلام است كه حكومت اسلامی با اخذ آن از مردم، به مصرف اداره جامعه و پیشرفت و توسعه كشور اسلامی می رساند. همچنین هزینه ها و مخارج تشكیلات حكومت اسلامی از محل همین مالیاتها تأمین می شود. امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره اثرات مالیات در اداره جامعه اسلامی می فرمایند: «ولم یستقم امره الا قلیلا » حكومت، با نابودی مالیات جز اندكی دوام نمی آورد. با اینحال می فرمایند: «ولا تضربن احدا سوطا لمكان درهم» برای گرفتن درهمی (مالیات) كسی را باشلاق نزنید.
در نظام اقتصادی اسلام هدف از دریافت مالیات؛ اداره جامعه اسلامی، تأمین نیازهای نیازمندان، حفظ سرمایه ها، اصلاح و تقویت نیروهای مسلح می باشد.
|