آیت اله سيدمحمد مدرسي
آیت الله حاج سید محمد مدرسی فرزند سید احمد از سادات گرانقدر سلسله مدرسی و از عالمان دینی در سده 14 بود. سلسله نسبی وی با 40 واسطه به امام حسن مجتبی (ع) می رسد. وی در سال 1335 هـ در خانه علم و سیادت دیده ب
کتاب هفته :: زن در آینه جلال و جمال
گروه بندی: -
نگارنده: آیت الله جوادی آملی
به وب سایت اینترنتی اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد خوش آمدید...                    
  سه‌شنبه, 16 شهریور 1389 - رمضان 28, 1431 - 2010 September 7 
» تبیان یزد...
     
  مقالات...
آیا اینترنت جای مهدویت است؟ آیا 25 حرف دیگر علم از جنس تکنولوژی است؟آیا اینترنت جای مهدویت است؟ آیا 25 حرف دیگر علم از جنس تکنولوژی است؟
آثار و نتایج وقف و راهکارهای عملی گسترش آن در جامعهآثار و نتایج وقف و راهکارهای عملی گسترش آن در جامعه
 علم النفس و فراسو از دیدگاه عرفای ایرانی علم النفس و فراسو از دیدگاه عرفای ایرانی
کابالا، ‌چشم شیطان و ترویج بدحجابی کابالا، ‌چشم شیطان و ترویج بدحجابی
روز جهانی زمین پاک چه روزی است؟روز جهانی زمین پاک چه روزی است؟
به بهانه رحلت آیت الله کاشانی (ره)به بهانه رحلت آیت الله کاشانی (ره)
جوان ترین جوادجوان ترین جواد
باربي یا دارا و سارا ؟! ، انتخاب کن!باربي یا دارا و سارا ؟! ، انتخاب کن!
شوکه نشو اگر شنیدی رهبر بغض کردشوکه نشو اگر شنیدی رهبر بغض کرد
ترویج شیطان پرستی در کودکان ترویج شیطان پرستی در کودکان
صیاد شهادتصیاد شهادت
تهران؛ پایتخت وبلاگ نویسى جهانتهران؛ پایتخت وبلاگ نویسى جهان
منشاء بی عفّتی؛ رواج بی‌حیایی در جامعهمنشاء بی عفّتی؛ رواج بی‌حیایی در جامعه
چطور يك فضاپيما به زمين برمي‌گردد؟چطور يك فضاپيما به زمين برمي‌گردد؟
  گروه های خبر...
مسابقات
مدیر کل
فرهنگی
اخبار کشور
بیانات امام (ره)
بیانات امام
فرمایشات رهبری
اخبار سیاسی ایراناخبار سیاسی ایران
اخبار پژوهش و آموزشاخبار پژوهش و آموزش
اخبار سازماناخبار سازمان
اخبار قرآنی و فرهنگیاخبار قرآنی و فرهنگی
اخبار مساجد استاناخبار مساجد استان
اخبار تشکل های دینی و هیئت های مذهبیاخبار تشکل های دینی و هیئت های مذهبی
نماز جمعهنماز جمعه
طرح اوقات فراغتطرح اوقات فراغت
اخبار حوزهاخبار حوزه
علم و فناوریعلم و فناوری
همایش ها و سمینارهاهمایش ها و سمینارها
اعزام مبلغاعزام مبلغ
سیاسیسیاسی
فرهنگی و هنریفرهنگی و هنری
اجتماعیاجتماعی
ورزشیورزشی
گفتمان اسلام سياسي



گفتمان اسلام سياسي
طرح مسأله
گفتمان اسلام سياسي در دهه 1320 بعد از سقوط رضاخان در ايران مطرح گرديد و در قيام پانزده خرداد سال 1342 تجلي پيدا كرد1  مفهوم عدالت، كه از مفاهيم محوري در اسلام سياسي است. به گونه اي كه همه گفتمان هاي اسلام سياسي كوشيده اند آن را به لحاظ نظري وجهه همت خود قرار دهند. تا جايي كه مي توان گفت همه نخبگان اسلام سياسي معاصر هدف خود را در پرداختن به عدالت بيان كرده اند.
گفتمان هاي اسلام سياسي كه به دو گروه سنت گرا و تجددگرا تقسيم مي شوند. سنت گرايان معتقدند مفهوم عدالت فقاهتي است و عقل نمي تواند به آن بپردازد. اينها كساني هستند كه با تلقي حداكثري از دين معتقدند كه اسلام پاسخگوي همه جنبه هاي زندگي (اجتماعي، اقتصادي، سياسي) انسان است .در مقابل اينها تجدد گرايان قرار دارندکه سعي شان بر این است با رويكردي حداقلي از دين عدالت را به عنوان دال برتر فطرت انساني معرفي نمايند.
مفهوم عدالت با گذشت زمان دچار تحول شده، و با توجه به مباني معرفت شناختي، نسبت آن با هستي، تعبيرهاي مختلفي از آن مطرح شده است نخبگان فكري و فرهنگي در گفتمانهاي اسلام سياسي معاصر واكنش هايي متفاوت نسبت به معناي عدالت از خود ارائه داده اند..  به گونه اي كه گاه مفهوم عدالت را از نظم بر آفرينش، گاه بر بنيادهاي زندگي اجتماعي انسان و در چهار چوب روابط و مناسبات اقتصادي، اجتماعي و به صورت عدالت اجتماعي طرح و تحليل شده است.


با فوت آیه الله بروجردی فعالان روحانی و روشنفکران دینی وسیاسی متوجه شدند که در مقابل فعالیت های سیاسی آنان دیگر مخالفی داخلی وجود ندارد لذا مباحثی در باب ماهیت رهبری روحانیت و نهادهای دینی تشیع عنوان کردند و توانستند جنبشی را برای سیاسی کردن روحانیون پدید آورند و بر حسب اهداف سیاسی خود به تئوریزه کردن آن بپردازند.
در انديشه سياسي معاصر در ايران به مفهوم عدالت از لحاظ نظري چندان توجهي به آن نشده است(*) در اين پژوهش سعي خواهد شد ديدگاههاي انديشمندان سياسي قبل از انقلاب و بعد از آن در مورد مفهوم عدالت پرداخته شود.

دلايل انتخاب موضوع
اهمیت پرداختن به موضوع را می توان در نکات ذیل دانست :
همانطور كه مي خوانيم در تاريخ، كه در طي ساليان متمادي و اعصار گذشته بشر همواره از نبود عدالت رنج مي برده است وبر پايي عدالت از اركان رسالت انبيا و انقلاب اسلامي، و رنسانس در اروپا بوده است. هدف تحقيق بررسي و ظرفيت سنجي گفتمان مختلف اسلام سياسي در ايران حول مفهوم عدالت، تحول و دگرگوني مفهومي آن در دوره هاي گذرا به اسلام سياسي، و ظهور گفتمان هاي جديد و پرداختن به چالش هاي نظري آنهاست. 
نکته دیگر اینکه تاکنون بررسی خاصی در مورد مفهوم عدالت از دیدگاه نحله های مختلف اسلام سیاسی ایران معاصر (با وجود شباهتها )انجام نگرفته است  لذا در این تحقیق نگارنده سعی خواهد کردبه این شباهتها بپردازد  


نقد و ادبيات موضوعي:
1- كتاب «بررسي مقايسه اي مفهوم عدالت» نوشته عليرضا مرامي: از جمله نقدهايي كه بر اين كتاب وارد شده است در دو بخش اول و دوم اين كتاب ديدگاههاي شهيد مطهري و شريعتي فارغ از فضايي كه در آن زندگي مي كردند توضيح داده اند.

در قسمتهايي از كتاب خيلي كلي به موضوعات مطروحه و مهم پرداخته است. در ادامه نويسنده مباحثي را از فلاسفه يونان آورده و آن را زمينه ساز و شكل گيري مباحث نظري درباره مفهوم عدالت دانسته است.
2- كتاب اسلام، سنت، دولت مدرن كه پژوهشي گسترده و در خور ستايش است و در واقع پايان نامه دكتري سيد علي مير موسوي است كه در واقع اين كتاب به نوعي بحث از سنت و تجدد است كه با ورود مظاهر تجدد به جهان اسلام ساختار معرفتي گذشته ما دستخوش تحول شد و مفاهيم جديدي وارد ذهن ما شد. و اين مفاهيم مثل ملت، دولت، ... بود موضوع كتاب تعامل بين ذهنيت شيعه و مفاهيم دولت مدرن را مورد بررسي قرار مي دهد و چنين به نظر مي رسد كساني كه كنش هاي جديد كلامي را عهده دار بودند مجتهدان بودند لذا بحث بر روي اينها متمركز شده است اينها در چهار چوب اجتهاد به تعامل در زندگي
سياسي و اجتماعي مي پرداختند از اين منظر در اين كتاب سعي شده يك بررسي انتقادي شود از انديشه سياسي شيعه.
به دنبال آن مفاهيم جديد به گونه اي كاملاً متفاوت با آنچه در بستر خود بود معنا پيدا كرد و آن به دليل همنشيني با مفاهيم قديم بود لذا يك دوگانه انديشي پديد آمد.
در بحث روش به دليل اينكه قصد بر اين بوده يك نگاه بيروني باشد بر مباحث و در نهايت به بحث هاي جامعه
شناختي معرفت و از بين آنها نويسنده به گزينش دست زده است و گفتمان انتخاب شده است و از مباحث فركلاف و فوكو بهره گرفته شده است كه مباحث روانشناختي است و بر پايه روش شناسي اجتهاد، در اين كتاب با يك نگاه تبار شناسانه روابط قدرت را بررسي كرده است

در اين كتاب يك تحليل از چگونگي شكست ساخت قدرت، و اينكه چگونه تجدد ايراني شكل گرفت. در بخش سوم در چارچوب گفتمان در مقطع مشروطه و جمهوري اسلامي مطرح شده است در فصل 5 نانيبي به عنوان نماينده جويان اصلاحي در گفتمان و تقابل آن با فضل الله نوري مورد بررسي قرار گرفته و در پايان به بررسي انديشه سياسي در جمهوري اسلامي پرداخته شده است.
نقدهاي وارده بر اين كتاب در دوقسمت ارائه مي شود: 1- درباره چارچوب نظري و محتوايي است، 2- مربوط است به نظريه گفتمان، 3- مربوط است به امكان و امتناع انديشه سياسي معاصر.
در خصوص نظريه گفتمان در صفحه 61 برجسته كردن معناي گفتمان هرگز به معناي انكار نصوص ديني نيست.
مساله ديگر تعيين و هويت يابي معنا در چارچوب گفتمان است در حالي كه در نظريه گفتمان همه چيز در درون گفتمان تعيين مي يابد، مطلب ديگر بحث از امكان و امتناع انديشه شيعه، و به دنبال آن بحث از ماهيت انديشه سياسي بايد رابطه اي باشد.
در اين كتاب به لحاظ محتوايي از فوكو و لاكلاو، و هم بحث از جامعه شناسي معرفت استفاده شده كه در يك پروژه نمي توان همه نحله هاي پست مدرن را با گفتمان با هم تركيب كرد.
مطالب ديگر اينكه در كتاب به نوعي از مشروطه و به دنبال آن زمينه هاي شكل گيري گفتمان اصلاحات و ... بحث به عمل آمده و خيلي كلي به موضوع پرداخته شده است.
پژوهش مهم دیگری که در این ارتباط صورت گرفته عبارت است از :

(کتاب چالش سیاست  دینی و نظم سلطانی با تاکید بر عمل و اندیشه سیاسی علمای شیعه در عصر صفویه  )

این کتاب که مشتمل بر مقدمه و پنج بخش است که در مقدمه نگارنده سعی کرده است ضمن اشاره به تحولات فکری و سیاسی قرن بیستم که باعث شدند ادعایی خروج از دین را مورد تردید قرار دهند در این راستا محققان مسلمان به میراث سیاسی خود نگاهی دوباره افکندند لذا در این کتاب سعی سده به ارزیابی این تحقیقات بپردازد                                                                 
لمبتون ،در همین راستا اندیشه مسلمانان را در سه دیدگاه (نظریه فقها،نظریه فلاسفه ونظریه ادبی) قابل بحث و بررسی کرده است آنها را ادامه دهنده نظریه فلاسفه یونان و نظریه پادشاهی میداند.
    لذا هدف تحقیق نقد دیدگاههای مذکور است، اما آنچه مهم است اینکه در طبقه بندی هایی که درگذشته انجام شده است اندیشه سیاست دینی مد نظر قرار نگرفته است همان طور که نزاع میان میان دانشنمدان تجربه گرا و عالمان نقل گرا بر سر دامنه شمول مدعیات ، باعث نزاع علم و دین شد و منازعات بین حاکمان و عالمان دینی  درباره حوزه اقتدار به نزاع دین و سیاست کشیده شد این منازعات در سراسر دوران غیبت ظهور و بروز ویژه ای یافت آنچه مسلم است اینکه الگوی سیاسی شیعه امامت است لذا نمی توان نظم سلطانی را مشروعیت داد
                
    در این تحقیق با استفاده از جنبه های مثبت آثار  دیگران و تجربیات پژوهشی مربوط به این دوره ، به بررسی مناسبات شکل گرفته میان علمای شیعه به عنوان حاملان سیاست دینی و سلاطین صفوی به عنوان نظم سلطانی پرداخته و آن را از نوع همگرایانه خوانده ایم و اندیشه های سیاسی اصلاحی برخاسته از آموزه های دینی و مقتضیات زمان و مکان و مقدرات را از دلایل و عوامل اصلی تداوم و تغییر در ساحت اندیشه سیاسی است
پرسش اصلی این کتاب این است که رابطه میان عالمان شیعه ، به عنوان حافظان و حاملان شریعت و آموزه های شیعی با سلاطین صفوی به عنوان حاملان نظم
غاصبانه چگونه بوده است اندیشمندان حوزه اندیشه سیاسی اصولا دوچار تشتت آراء هستندگروهی معتقدند که در دوران سلسله صفویه است که دوران ایران نوین شکل گرفت و فرهنگ غالب تشیع شد و هنر اصیل دینی خلاقیت و ابتکار خود را نشان داد، تحلیل گران دیدگاههای متفاوتی از مناسبات دین و دولت در عصر صفویه دارندگروهی این مناسبات را ستوده اند و عدهای آن را انحراف در تعالیم شیعه بحساب آورده اند تعارض بنیانی میان این برداشت ها ناشی از چارچوب های نظری متفاوت ،  مشکلات روشی و محتوایی اشت که این پژوهشگران گرفتار آن بوده در این تحقیق، با استفاده از تجربیات پژوهشی مربوط به این دوره و جنبه های مثبت این آثار به بررسی مناسبات شکل گرفته میان علمای شیعه ،به عنوان حاملان سیاست دینی و پادشاهان صفوی به عنوان عاملان نظم سلطانی پرداخته وآن را از نوع واهمگرایانه خوانده است و اندیشه های سیاسی اصلاحی برخاسته از آموزه های دینی و مقتضیات زمان و مکان و مقدورات را ، از دلایل و عوامل اصلی شکل گیری این مناسبات دانسته ایم  واهمگرایی محصول تداوم در مبانی و اصول تفکر و تغییر در ساحت اندیشه سیاسی است.

در صفحه 167 میر فندرسکی مفهوم صناعت را به مفهومی بسیار گسترده و به معنای هر چیزی که از قواعد عاقله و عامله آدمی به ظهور پیوند گردد و در 24 باب و یک خاتم به بیان حد صناعت ، انواع آن  ارتباط صناعات مختلف با هم فایده و غایت هر یک از اهل حرفه ها و صنایع در جامعه پرداخته است که بنظر می رسد میر فندرسکی از مصادیق بارز پنهان گویی در عصر صفویه است.. که این را از نقدهای وارد بر این کتاب می توان دانست .

در قسمتی از کتاب محور قرار گرفتن صلاح و فساد در این نظام ، تقسیم کار و تشریح وظایف آنها ست این مسئله موید گفتمان اصلاح در عصر صفویه است.
                         
نکته دیگر مقدم کردن صنعت مجتهدی بر فیلسوفی است که می تواند معنا دار باشد وی این واقعیت موجود را باعث تقسیم قدرت میان پادشاهان و مجتهدان دانسته است .                    
محور اشکالات روش شناختی این است که :
              
1 - روشهای جامعه شناختی با روشهای غیر جامعه شناختی مخلوط شده اند ، منشا نظریه های سیاسی را درسر گمی ها ، محرومیت ها و بحرانهایی میداند که بدنبال آن گروهی بدنبال راه چاره می باشند. آنها با خواستها و نیازهای انسانها درگیرند ، جامعه شناسی معرفت معمولا اوضاع و احوال زمانه را معرفی می کند هر چند ممکن است به دنبال محصولات فکری و فلسفی باشد و می خواهد مشخص کند آیا مشارکت انسان در حیات اجتماعی تاثیری بر معرفت و اندیشه او دارد آنچه برای جامعه شناسان معرفت مهم بوده است این که چگونه مجموعه های تخصصی اندیشه و فرهنگ ، مثل نظام های اخلاقی و فلسفی عقاید مذهبی و اصول سیاسی از زمینه های فرهنگی و اجتماعی که در آن هستند تاثیر می پذیرند.
    2 -  در داخل کتاب اندیشه سیاسی علما دوره صفویه است ولی عنوان کتاب جامعه سناختی است  و بحثی که در این کتاب مطرح شده است  در قالب اندیشه مطرح شده است.
مساله دیگراشکال روش شناختی و اختلاط مفاهیم قدیم و جدید است..       
                                      
در این کتاب واژه اصلاح ، واژه ای مدرن است در حالی که آنچه در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است. جریانی است که مربوط به دوره زمانی دو یا سه قرن گذشته می باشد که آنها را با مفاهیم مدرن اختلاط کرده و مورد بررسی قرار داده است و آن را به معنی سامان بخشیدن و در مقابل افساد در نظر گرفته است که به نظر من نظریه بحران اسپریگنز که مبدا عزیمت فلاسفه و فلاسفه سیاسی به طور خاص ، بحرانهای موجود می داند نظریه پرداز پس از مشاهده بی نظمی و درک بحران وقرار رفتن در وضعیت موجود به تدوین منظومه خود دست میزند اسپریگنز معتقد است که تمام نظریه پردازان بعد از
مشاهده بی نظمی در زندگی سیاسی با هدف حل مشکلات به ارائه نظریه و راهکار می پردازند که لئو اشتروس فلسفه سیاسی را تلاش برای جایگزینی معرفت به جای گمان در باب سرشت امور سیاسی میداند .
بطور خلاصه باید این را بگویم که پس از بررسی آثاری که در این زمینه صورت گرفته به این نتیجه رسیده ام که در این آثار ، مفهوم عدالت در کفتمانهای اسلام سیاسی بخوبی نسبت سنجی نشده است
سوال اصلي:
گفتمانهاي اسلامي سياسي در ايران معاصر مفهوم عدالت راچگونه مفصل بندي نموده اند؟
فرضيه؟
همه گفتمانهاي اسلام سياسي هر چند بر مفهوم عدالت تاكيد بيشتر داشته اند اما از تعريف دقيق آن ناتوان     بوده اند.


سوالات فرعي:
1- ديدگاه اسلام سياسي چپ درباره مفهوم عدالت چيست؟
2- ديدگاه اسلام سياسي ميانه رو راجع به عدالت چيست؟
3- اسلام سياسي فقاهتي چه تفسيرهايي از مفهوم عدالت دارد؟
مفروضات:
1- گفتمانها به مفاهيم معنا مي بخشند.
2- گفتمانها براي پيروزي نياز به ابزارهاي قدرت دارند.
3- اسلام سياسي به مثابه يك گفتمان است.
4- عدالت مفهومي است كه در گفتمان معنايي خاص مي يابد.
مفاهيم:
 اسلام سياسي قرائتي است كه منعقد است اسلام پاسخگويي همه مسائل اجتماعي سياسي انسان است
عدالت به معناي مساوات، انصاف، و به نظر عده اي ديگر دادن حق صاحبان استحقاق بدون هيچ تبعيض در  ميان آنان.
    گفتمان : منظومه های معانی هستند که در آن ، نشانه ها ، دالها و مدلولها با توجه به تمایزی که با یکدیگر دارند هویت و معنا می یابند هژمونی : تسلط یافتن . اگر معنای یک نشانه در سطحی وسیع در افکار عمومی مورد پذیرش قرار گیرد ،  هژمونی در اینجا حاصل خواهد شد .
  اسلام سياسي چپ گفتماني است كه با تاثير پذيري از ماركسيسم، و ديدگاهي ضد سرمايه داري، ليبراليستي دارد و خصلت اصلي آن مبارزه با امپرياليسم بود. و با استفاده از سازکارهای عوام پسندانه ، به دفاع از حقوق و تکالیف انسانها می پردازد .
اسلام سياسي لیبرال اين گفتمان با تكيه بر دمكراسي و آزادي، با تفسيري از متون شيعي و سنت با همكاري مذهب به دنبال ايجاد حكومتي كه مبني بر ارزشهاي ديني و بر اساس اصول دمكراسي است.
اسلام سياسي فقاهتي: گفتمان منعقد است كه فقه قوانين ضروري را براي اداره جامعه و حكومت مشخص كرده و فقط فقها مفسران اصلي آن مستند لذا دمكراسي، حقوق بشر .... از قوانين فقهي و در محدوده شريعت هستند.
نحله واژه اي است عربي به معناي مذهب، مسلك، دين و ..
رادیکال: گرایشی است که خواهان تغییراتی مبنایی و ریشه ای و فوری در اوضاع موجود می باشد ، بدون اینکه تاملی در محتوای تاریخی و فرهنگی دگرگونی داشته باشند . و حاوی مولفاتی از قبیل خشونت ،اجبار ،انغطاف ناپذیری ،نگاه امنیتی ،به همه وقابع و اتفاقات در جامعه دارد
پاورقی لازم دارد
چارچوب نظري
سطح تحقيق توصيفي، تحليلي خواهد بود و در آن سعي خواهد شد از مفاهيم و واژگان گفتماني استفاده كنيم. و هر يك از رويكردهاي اسلام سياسي را به مثابه يك خرده گفتمان در درون گفتمان اسلام سياسي در نظر خواهيم گرفت. و بر اساس قرائت لاکلا و موف و با الهام از نظریه فرکلاف به بررسی مفهوم عدالت در نحله های اسلام سیاسی ایران معاصر پرداخته خواهد شد.
در مرحله بعد سعی خواهد شد با بهره گیری از روش گفتمان و فضای گفتمانی حاکم بر مفهوم عدالت را مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم سازماندهی تحقیق
اين تحقيق شامل مقدمه ، که سعی بر آن است که تشریح طرح تحقیق بپردازیم ، در فصل اول مطالب را در سه بخش می آوریم در بخش اول  تعاریف مفاهيم ، و در بخش دوم درباره منشآ و خاستگاه مفهوم عدالت و ظهور و تکوین گفتمان اسلام سیاسی ، وبخش سوم به تشریح چارچوب نظری پرداخته خواهد شد  فصل دوم به ديدگاه اسلام سياسي چپ درباره عدالت، فصل سوم به بررسی دیدگاه اسلام سیاسی لیبرال درباره عدالت پرداخته خواهد شد ، فصل چهارم به بررسي ديدگاه اسلام سياسي فقاهتي درباره عدالت پرداخته خواهد شد. و در پايان به نتيجه گيري طرح اختصاص دارد.



 
Powered by DCMS 2.3.3