ملا علی اکبر زارچی یزدی
ملای موصوف در کربلای معلی ادراک صحبت جناب آقا سید علی طباطبایی صاحب ریاض فرموده وی از مجتهدین عظیم الشان و فقهای اعیان و بغایت متواضع و منکسر و آرمیده خصال بود، در بلده یزد به منصب امامت جمعه و ج
کتاب هفته :: زن در آینه جلال و جمال
گروه بندی: -
نگارنده: آیت الله جوادی آملی
به وب سایت اینترنتی اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد خوش آمدید...                    
  سه‌شنبه, 16 شهریور 1389 - رمضان 28, 1431 - 2010 September 7 
» تبیان یزد...
     
  مقالات...
 آينده بشريت در كتاب مقدس، قرآن كريم و روايات آينده بشريت در كتاب مقدس، قرآن كريم و روايات
زندگی ات را نفروش!!! زندگی ات را نفروش!!!
 به بهانه روز پزشک به بهانه روز پزشک
تحقیقی پیرامون پیشینه و مفهوم حجابتحقیقی پیرامون پیشینه و مفهوم حجاب
 سالروز بمب گذاری حرم امام رضا در سال 72 توسط منافقین سالروز بمب گذاری حرم امام رضا در سال 72 توسط منافقین
علل کاهش سرعت کامپيوترعلل کاهش سرعت کامپيوتر
آموزش نماز برای کودکان به زبان سادهآموزش نماز برای کودکان به زبان ساده
معلم دامغانی یار دیرین امام خمینیمعلم دامغانی یار دیرین امام خمینی
فضای دوم جمهوری اسلامی
27 رجب روز مبعث پيامبر اکرم(ص)27 رجب روز مبعث پيامبر اکرم(ص)
بحران اقتصادى غرب؛ الگوى اقتصاد اسلامىبحران اقتصادى غرب؛ الگوى اقتصاد اسلامى
نقش دعا در زندگی انساننقش دعا در زندگی انسان
او محمد; منتظر واقعی قائم(عج) بوداو محمد; منتظر واقعی قائم(عج) بود
تحول مفهوم عدالت از سوفسطائیان تا فلاسفه یونان باستانتحول مفهوم عدالت از سوفسطائیان تا فلاسفه یونان باستان
  گروه های خبر...
مسابقات
مدیر کل
فرهنگی
اخبار کشور
بیانات امام (ره)
بیانات امام
فرمایشات رهبری
اخبار سیاسی ایراناخبار سیاسی ایران
اخبار پژوهش و آموزشاخبار پژوهش و آموزش
اخبار سازماناخبار سازمان
اخبار قرآنی و فرهنگیاخبار قرآنی و فرهنگی
اخبار مساجد استاناخبار مساجد استان
اخبار تشکل های دینی و هیئت های مذهبیاخبار تشکل های دینی و هیئت های مذهبی
نماز جمعهنماز جمعه
طرح اوقات فراغتطرح اوقات فراغت
اخبار حوزهاخبار حوزه
علم و فناوریعلم و فناوری
همایش ها و سمینارهاهمایش ها و سمینارها
اعزام مبلغاعزام مبلغ
سیاسیسیاسی
فرهنگی و هنریفرهنگی و هنری
اجتماعیاجتماعی
ورزشیورزشی
آنچه در مورد طبس فهمیدم


فهرست:
    اندکی توضیح (توجیه)   
    مقدمه   
    تقسیمات کشوری و وجه تسمیه   
    خلاصه ای از تاریخ طبس   
    یکی از وقایع مهم تاریخی طبس   
    فرهنگ   
    مهمترین آثار تاریخی وفرهنگی طبس   
    آب هوا وگیاهان وحیوانات   
    ماخذ   
       
قبل از شروع تحقیقم باید بیان کنم گستردگی موضوع تحقیق وسعی در خلاصه نویسی باعث شد نتوانم آنچه را که در ذهنم برای بیان ترسیم کرده بودم بیان کنم وچون معتقدم اکثر سرنوشت جامعه و فرهنگ یک مرز وبوم بستگی به موقعیت جغرافیایی آن دارد در تحقیقم سعی کرده ام با بیان برخی آثار تاریخی طبس وپاره توضیحات دیگر این منطقه را معرفی کنم . به عبارت دیگر سعی کردم از هر گلستان گلی بچینم

مقدمه...
از دیر باز شناخت موقعیت ها و ظرفیتها وامکانات سرزمین ها برای برنامه ریزی های مختلف که با اهداف گوناگون  صورت می گرفته  بسیار مورد توجه  فرمانروایان و روءسا و برنامه ریزان اقتصادی بوده . آنها برای اینکه  بتوانند ازامکانات یک سرزمین بیشترین بهره برداری را بهعمل آورند افرادی را برای شناسایی و تفحص در امور مختلف جغرافیایی ومردم شناسی و.... به آن سرزمین ها اعزام می کردند تا بعد از تحقیق و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز بر آن اساس برنامه ریزی خود را برای اجرای هر نقشه ای (چه سرمایه -گذاری اقتصادی و یا استعمار واستثمار آن سرزمین ) انجام دهند . این
امر باعث شد کم کم کارشناسان علوم - جغرافیایی به  صورت تخصصی بتوانند در این  زمینه مطالعه  کنند که البته همین تحقیقات  گذشتگان که با اهداف گونا گون صورت  می گرفت در این امر بسیار به آنان کمک کرد . از آنجا که شناسایی یک منطقه در دنیایی که ما در آن به سر می بر یم بسیار مهم بوده و ممکن است  باعث پیشرفت و صعود آن منطقه شده و بالطبع این امر خود براقتصادمردم آن منطقه  تاثیر بسز ایی خواهد داشت و باعث ترویج  فرهنگ آن خواهد شد . من سعی کرده ام تا آنجا  که امکان دارد تحقیقی  کلی و بدون جزئیات از شهرستان محل سکونت خودم یعنی شهرستان طبس ارائه دهم .
دلیل قابل دفاع من برای این تصمیم علاوه برخدمت به مردم منطقه خودم بالا بودن ظرفیت های این شهرستان و درعین حال ناشناخته ماندن آن بوده است امیدوارم بتوانم در امرشناسایی محل سکونت خودم قدمی هر چند کوچک بردارم .
در طی توضیحاتم شما را با امکانات خارق العاده توریستی وآب وهوایی منطقه آشنا خواهم کرد تا تعجب خود را از ناشناخته ماندن این منطقه ابراز دارید .







تقسيمات کشوری شهرستان طبس بخشها، دهستانها و شهرها و وجه تسمیه آن

بخش    مساحت بخش
Km2    دهستان    مساحت دهستان
Km2    مرکز دهستان    نقطه شهری
مركزي    22103.4    پيرحاجات    5656.9    حلوان    طبس
        گلشن    680.0    دشتغران   
        منتظريه    9442.8    جوخواه   
        نخلستان    6323.7    كريت   
ديهوك    23012.4    ديهوك    8497.1    ديهوك    ديهوك
        كوير    14515.3    زنوغان   
دستگردان    10228.7    دستگردان    3707.5    عشق آباد    عشق آباد
        كوه يخاب    6521.2    تپه طاق   

قبل از بیان هر چیزی بایدبررسی کنیم که چند مکان در تاریخ به این اسم نامیده شده است . براساس اسنادومدارک موثق تاریخی وجغرافیایی چندین مکان بانام طبس(تبس)درنقشه هاوکتب جغرافیایی خود نمایی می کند که از آن میان به چند مورد به عنوان نمونه اشاره می کنم .
یکی ازاین نامها طبس مسینان یا مسینا میباشد این مکان به علت نزدیکی با معادن مس به این اسم نامیده شده است .نام دیگرطبس عناب است.مکان مورد نظر در صد کیلومتری شرق بیرجند در 32 درجه و 48 دقیقه عرض جغرافیایی و 60 درجه و 13دقیقه طول جغرافیایی درارتفاع -1280 تا 1290متری از سطح دریا قرار دارد وبنا به گفته ابوعبدالله مقدسی در درختان عناب غرق است .
نویسنده ای دیگر از طبسی نام می برد که در بخش شمالی تر خراسان دیده شده است ولی برای- آنکه با طبس واقعی ومهم آن روزگار اشتباه نشود آنراازروستاهای سبزواریا بیهق می دانند . در این باره میتوان به قول نویسنده (حافظ ابرو) اشاره نمود که آن را روستایی از ولایت سبزوار می داند .
درفهرست آبادیهای کشورازیک آبادی با نام طبس ازتوابع لنجان با موقعیت جغرافیایی 33 درجه 28 دقیقه عرض جغرافیا یی و51  درجه و13 دقیقه طول جغرافیا یی با ارتفاع- 1940- متر از سطح دریا یاد شده-  علاوه بران درگفته های این نویسنده ازیک آبادی تحت نام طبسان ازتوابع بیرجند یاد شده است.
البته چند جای دیگر نیز به این نام خوانده میشده که بیان توضیح برای همه آنها در حوصله این نوشته نمی گنجد .
اما طبس مد نظر ما با توجه به منابع تاریخ وجغرافیا وسفرنامه های مختلف اغلب با نام طبس وطبس گلشن خوانده می شده همان طبسی که در دوره های اخیر که این شهر اهمییت خود را از دست داد  آن را با نام طبس تون می شناختند .
به هر حال با توجه به تحقیقات  این شهر در دوره های زمانی مختلف به نام های دیگری از جمله تبس – طبسین – طبسان – طبس تمر و طبس گیلکی شهرت داشته.
طبس یا تبس در لغت یونانی به معنای داغ بر اثر تابش و در زبان عربی به معنای محل تا بش گرما است که با توجه به آب وهوای این شهر میتواند واژه ای با مسمی برای نام این شهر باشد.
با همه این اوصاف گروهی عقیده دارند طبس نامی عجمی است و در عربی به معنای سیاه از هر چیز و با کسر طا به معنای گرگ میباشد . ابن فندق در تاریخ بیهق میگوید طبس در اصل (تبشن یا طبشن) بوده وبه معنای چشمه آب گرم است  که این نام نیز با توجه به چشمه های آب گرم اطراف طبس خالی از انتظار نمی باشد .

خلاصه ای از تاريخ طبس

اولين اقوام ساكن طبس و در واقع اجداد طبسي ها دامدار و در غارهاي مجاور چشمه سارها ساكن بوده اند كه هنوز آثاري از آنان باقي است. در دوره هخامنشيان و قبل از آن طبس مرزبان نشين تابع ايالت شاه نشين پارت (خراسان بزرگ) بوده است. در دوره اشكانيان طبس پادگان نظامي مهم مرزهاي غربي آنان محسوب مي شد و گاهي دست بدست مي شده است. در زمان سلوكيان طبس از نفوذ فرهنگي و يورش نظامي آنها بدور ماند و در عين حال به پادگان بزرگ نظامي ايزد خواست (يزد) باج (ماليات) مي داد و در دوره ساسانيان طبس همانند دوره هخامنشيان بود. يزدگرد سوم آخرين امپراطور ساساني در گريز به
سمت مرو چند ماه در طبس اردو زد.
بالاخره سلطان شيردم خان از وي امان خواست و از فرماندهان عالي رتبه وي گرديد و بعد به صفت بابرخان حاكم هند درآمد. طبس در دوره صفويه مستقيماً تحت نظارت اصفهان بر بلوك بزرگي از شرق كشور حكومت نمود و همواره گروهي قزلباش براي رفع حمله ازبكان و امنيت طريق الرضا (ع) (راه تجاري نظامي اصفهان ـ يزد ـ مشهد) در طبس مستقر بودند.
در تمام طول اين مدت طبس به عنوان پل ارتباطي شرق ـ شمال شرق با غرب بوده، يعني راه مهم و سوق الجيشي پارت و هگمتانه و شوش و بين النهرين به پاسارگاد از طبس مي گذشته و راهدارها در رباط ها و چاپارخانه هاي بسياري در مسير آن احداث شده بود كه بقاياي برخي موجوداست. در سالهاي 29 هجري قمري سپاه اعراب مسلمانان به فرماندهي عبدالله بن بديل خزاعي از شمال غرب طبس وارد و قلعه چارده (جوخواه امروز) را متصرف شدند و آماده نبرد با سپاه طبس مي شدند. مردم طبس صلح خواستند و با 60000 درهم خراج ساليانه صلح گرديد. اين فتح موجب مسرت فراوان عمر بن خطاب، خليفه دوم شد و
دولت ارشد طبس را بعنوان مطلع الفجر و دروازه خراسان ناميدند. در زمان خلافت اميرالمؤمنين مردم طبس به اسلام گرويدند و آن حضرت خراج را به آنان بخشيد. در زمان حكومت امويان و مروانيان وضع به همين منوال سپري شد در حاليكه مالياتهاي سختي از مردم گرفته مي شده است. زيرا كوير سوزان و صعب العبور مركزي يك مانع طبيعي و سخت براي عبور دادن لشكر و تجهيزات محسوب مي شد. طبس از حمله مغول آسيبي نديد و پذيراي مهاجرين بسيار بوده است.
در دوره معاصر شكوه و عظمت طبس به فراموشي گذاشته شد. گناباد، بجستان، تون (فردوس) و بشرويه به تدريج از آن جدا شدند، از قلمرو آن كاسته شد، و «حكومت» به «فرمانداري» تنزل يافت.
در زمان سلجوقيان، اسماعيليان بر طبس استيلا يافته و قلاع محكمي در كوههاي طبس ساختند. طبس در اين زمان پايتخت اسماعيليان قهستان بوده است و نيز مركز آموزش فدائيان مطلق كه مستقيماً از قلعه الموت دستور مي گرفتند.
در سال 1355 طبس به عنوان يك شهر  باستاني شناخته شده و تغيير و تخريب آثار قديمی آن ممنوع شد. دو سال بعد، زلزله مخرب 25 شهريور 1357 طبس را بكلي ويران نمود و حدود 10000 تن قرباني گرفت.
در سال 1380 با تصويب هيأت دولت شهرستان طبس مشتمل بر دو بخش و هشت دهستان از استان خراسان منتزع و به استان يزد الحاق گرديد و به عنوان دهمين شهرستان آن استان شناخته شد. در سال 1381 بخش مركزي طبس به دو بخش مركزي و ديهوك تقسيم شد و در حال حاضر شهرستان طبس داراي سه بخش مركزي، دستگردان و ديهوك مي باشد
سياحاني چند مثل ناصر خسرو قبادياني (445 هـ.ق.) در آن دوره از طبس بازديد و از زيبايي طبس و حكومت گيلك بن محمد به عظمت ياد كرده و از وجود امنيت بسيار و رعايت دقيق احكام شرع سخن به ميان آوردند. با استيلاي تيموريان طبس تابع حراست بوده و سپس با ضعف آن نظام ازبكهاي مهاجم چندين بار به طبس يورش آورده و دختران و پسران بسياري را به قتل رساندند. زيرا در برابر برده شدن و انتقال آنها به بين النهرين مقاومت مي نمودند. در اوايل دوره صفويه مردم طبس سنتي و متعصب بودند و بسختي با شاه اسماعيل صفوي جنگيدند.
محمد افغان با حمايت مالي و تسليماتي كمپاني هند شرقي (انگلستان) شهرهاي شرقي ايران از جمله طبس را گرفت و سپس به كرمان و اصفهان رفت. طبس بعداً توسط نادرشاه از وجود مهاجمين افغاني پاكسازي و نامبرده حاكم جديدي از اعراب شيباني را در طبس به حكومت گمارد كه 7 نسل متوالي تا دوره پهلوي بر طبس حاكم بودند و حاكم نشين طبس از آن دوره تا سال 1380 هجري شمسي تابع خراسان به مركزيت مشهد مقدس بوده است. قلمرو حكومتي طبس شامل: گناباد ، فردوس ، بشرويه ، بجستان ، دستگردان ، رباط پشت بادام و قسمتي از شمال كرمان بوده است. از ميان امراي شيباني طبس اميرحسن خان در
عمران و آبادي طبس بسيار كوشيد. تالار آيينه نشان، عمارات باشكوه و منبت كاري، استخرهاي آب باشكوه با نوارهاي چرخان و طلاكوب يا سيمكوب، باغها و كوشكهاي باصفا، خيابان بندي طبس و كانال كشي انهار، هرس درختان بر اساس طرحهاي هندي، احداث آب انبارها، احداث حمامهاي بزرگ و تميز و مساجد و تكايا و... از اقدامات وي و دولت يا اعقاب اوست.


یکی از مهم ترین وقایع تاریخی و سیاسی این شهر
شكست آمريكا در صحراي طبس
پنجم ارديبهشت ماه، سالروز واقعه اي تاريخي در طبس مي باشد. در اين روز ارتش آمريكا كه نيروهاي خود را براي آزادسازي 49 گروگان آمريكايي به ايران فرستاده بود شكست سختي خورد.
موضوع به سال قبل برمي گشت. جوانان انقلابي ايران در 13 آبان 1358 با هجوم به سفارت آمريکا در تهران، آن را به تسخير خود در آوردند و کارکنانش را به گروگان گرفتند و از دولت آمريکا خواستند که محمد رضا پهلوي، شاه سابق ايران را که در 22 بهمن 1357 سرنگون شده بود، براي محاکمه به دولت انقلابي ايران تحويل دهد. دولت آمريکا حدود 6 ماه بعد از اين ماجرا، روز 4 ارديبهشت 1359 عده اي از افراد ارتش خود را به طور محرمانه به ايران اعزام کرد تا طي عملياتي، گروگانها را آزاد و به آمريکا منتقل نمايند.
اولين پايگاه و در واقع محل فرود هواپيماها و هلي کوپتر هاي آمريکا، در صحراي غرب طبس (120 کيلومتري شهر طبس) در حوالي روستاي رباط خان بود. سحرگاه پنجم ارديبهشت و در هنگام سوختگيري، دو هواپيماي ارتش آمريکا در ميان شنهاي صحراي لايتناهي طبس با يکديگر برخورد نموده و دچار حريق شدند.
جيمي کارتر، رئيس جمهور وقت آمريکا، که عمليات را مستقيما از طريق ماهواره رهبري مي کرد، وقتي با اين حادثه غير مترقبه که به کشته شدن هشت تفنگدار آمريکايي انجاميده بود، روبرو شد، دستور توقف عمليات و بازگشت بقيه افراد را صادر کرد.
و بدين ترتيب اين حادثه عجيب و باورنکردني در تاريخ عمليات کماندويي ارتش آمريکا به عنوان يک شکست بي سابقه و غير قابل تصور ثبت شد و در روز پنجم ارديبهشت هر سال نام طبس بر روي تلکس خبرگزاريهاي جهان قرار گرفت.
واقعه طبس، به نقل از خبرگزاري جمهوري اسلامي

فرهنگ
يکی از شاخصهای فرهنگی هر منطقه، آداب و رسوم، و رفتار اجتماعی مردم آن منطقه است. مراسم گوناگونی که در روزهای خاص احرا می شود، نشاندهنده اعتقادات و باورهای مردم می باشد.
مردم طبس نيز همچون ديگر هموطنان خود، بر اساس باورهای ملی و مذهبی خويش، در مقاطع مختلف سال، مراسم خاصی دارند. از جمله رسوم فراگیر در شهرستان طبس، موارد زير را برگزيده ایم که شرح مختصری در باره هرکدام، تقديم می شود.
عاشورا
مردم طبس که همگی شيعه اثنی عشری هستند، ارادت خاص به ائمه اطهار و بويژه حضرت اباعبدالله الحسين (ع) دارند و همه ساله مراسم عزاداری آن حضرت را با جلال و شکوه خاص، از چند روز قبل از محرم، شروع و تا دوازدهم محرم ادامه می دهند. اوج مراسم عزاداری امام حسين (ع) در ظهر روز دهم محرم می باشد که مردم طبس و روستاهای اطراف با ابراز پرشورترین و پاک ترين احساسات خود، در ماتم سرور و سالار شهيدان و هفتاد و دو تن یاران باوفایشان، بر سر و سينه می زنند.
مردم عزادار که از روزها قبل، با پوشيدن لباس سیاه به استقبال عزای سومين امام خود می روند، در روز عاشورا با تزيين تابوت واره ای مشهور به نخل، و بر دوش گرفتن و حمل آن، یاد شهدای کربلا را زنده نگه می دارند.
در شهر طبس دو نخل، يکی در حسينيه ميارزه (وابسته به سادات میارزه طبس) و ديگری در هيات فاطمی در پايين محله، تزيين و بعد از نماز ظهر عاشورا به ترتيب در شهر گردانده می شود. علاوه بر مردم و دستجات سينه زن و زنجير زن، دو گروه عمده نيز نخلها را همراهی می کنند. گروه اول سادات هستند که اسب سياهی را (به عنوان نماد ذوالجناح) در ميان گرفته پيشاپيش عزاداران حرکت می کنند و گروه دوم کفن پوشانی که همراه با اسب سفید خود پشت سر سادات در حرکت هستند.
ساير عزاداران که نخل را بر دوش می کشند، متعاقب اين دو گروه و بر سر و سينه زنان در عزای امام سوم شيعيان جهان نوحه سرايی می کنند.

آخر صفر (علم گردان)
در آخرين شب ماه صفر، مردم طبس، با انجام مراسمی در ميدان مرکزی شهر، با ماههای محرم و صفر خداحافظی می کنند. مراسم بدين قرار است که پس از انجام عزاداری شام غريبان امام رضا (ع)، هيئات مذهبی به صورت دایره می ایستند و علمها و پرچمهای عزاداری حضرت امام حسين (ع) را در داخل اين دایره بزرگ می گردانند و نوحه ای با مطلع «الوداع، الوداع، ای دو ماه عزا» می خوانند.
پس از آن نيز نوحه ديگری با مطلع «العجل بقيت الله» خوانده می شود که در آن سلامتی و فرج امام زمان و حل مشکلات مسلمانان از خداوند درخواست می شود.

سحر ماه رمضان
در گذشته هاي بسيار دور طبل زني (نقاره) در ماه مبارك رمضان جهت آگاه نمودن مردم از زمان بخصوص اوقات سحر (بدليل نبودن ساعت) در اين شهرستان رايج بوده و انجام اين امر جزو يكي از نيات خير واقف «محمد باقرخان عماد الملك» مي باشد. صداي پرطنين طبل كه ‌با ترتيبي موزون و دلنشين خاطره ‌نقاره‌زني بارگاه امام هشتم علي بن موسي الرضا(ع) را در يادها زنده مي‌كند، قرن‌ها است كه مومنين اين خطه از ايران زمين را سحرگاهان ماه مبارك رمضان در دل كوير بيدار مي‌كند. مردم طبس در ماه مبارك رمضان، طبق سنتي ديرين با صداي روح بخش طبل براي عبادت و خوردن سحري از خواب
بيدار مي‌شوند. نواختن طبل گرچه سكوت رمز آلود شب‌هاي كوير را مي‌شكند ولي مكملي سحرآميز براي مناجات و ادعيه‌هايي است كه از مناره مساجد، تكايا و حسينيه‌هاي طبس در سحرگاه روزهاي ماه ضيافت الله فراگير مي‌شود.
و اکنون، در روزگاري كه زنگ انواع ساعت ها، تلفن‌هاي همراه و زمان سنج تلويزيون‌ها براي بيدار كردن مردم با هم رقابت مي‌كنند در طبس، هنوز طبل نوازان، مناديان بي‌رقيب سحرخيزان هستند. آلات و وسايل نقاره زني شامل پنج قطعه ظرف استوانه اي متشكل از تعداد 3 عدد كاسه بنام چاشني و سه ظرف استوانه اي شكل به نامهاي «سرنواز» «بردست» و «نقره» اكثرا مخلوطي از آلياژهاي فلزي (مس نقره و غيره) ساخته شده است كه با استفاده از پوست گاو برروي ظروف فوق طبل ها را آماده ميگردند.
در قديم كه ساعت وجود نداشته براي تشخيص زمان طبل زني در ماه مبارك يك ظرف استوانه اي مسي كنده كاري شده بنام فنجان وجود داشته كه با استفاده از آن زمان (ساعت) تعيين مي شد. به اين ترتيب كه ظرف فوق را پر از آب كرده كاسه كوچك ديگري كه داراي يك سوراخ در ته آن بوده برروي ظرف استوانه اي فوق قرار مي داده اند. كاسه ياد شده دقيقا ظرف مدت يكساعت پر از آب مي شده و به اين ترتيب زمان مشخص مي شده است . البته در زمان حال از اين ظرف استفاده نمي شود.
نحوه و زمان زدن طبل: اين كار در سه نوبت به ترتيب سه ساعت، دو ساعت و يك ساعت مانده به اذان صبح انجام مي شود و صداي طبل‌ها تا شعاع پنج كيلومتري شهر را فرا مي‌گيرد. اين سه نوبت به «طبل اول»، «طبل دوم» و «طبل سوم» مشهور مي باشد.
نوبت اول آماده باش، نوبت دوم بيدار باش و نوبت سوم نزديك شدن وقت اذان صبح را به‌ مردم گوشزد مي‌كند.
در پايان نواخت نوبت اول، تنها يك ضربه روي طبل زده و در پايان نواخت نوبت‌هاي دوم و سوم به ترتيب دو و سه ضربه نواخته مي‌شود، و بدين ترتيب مردم متوجه مي‌شوند كدام نوبت از مراحل طبل زني است.
اين امر توسط چهار نفر از افراديكه سالها به اين امر خير پيشقدم بوده و بعضا به طور موروثي از اجداد خود مهارت كسب كرده اند انجام ميگردد.
يكي از طبل نوازان طبس مي گويد: بيش از ‪ ۵۰‬ سال است كه هر روز سحر، طبل مي‌نوازم، به كارم عشق مي‌ورزم و از آن راضي هستم.
حاج حسن عاشوري مي افزايد: حدود ‪ ۱۰۰‬سال اين سنت حسنه در خانواده ما در طبس رايج است و پيش تر پدران ما اين كار را انجام مي‌دادند و حالا به من ارث رسيده است.
مكان به صدا درآمدن طبلها در ماه مبارك رمضان قبل از زلزله سال 57 در بالاي كاروانسرا واقع در ميدان امام و در حال حاضر در بالاي ساختمان حسينيه واقف انجام ميگردد.
علت پا برجا ماندن و ادامه اين سنت حسنه اين است كه انجام اين امر جز يكي از نيات خير واقف مي باشد كه تاريخ وقف آن سنه 1300 هجري قمري است. در آخرين لحظات ماه مبارك رمضان همزمان با رويت حلول ماه شوال و اعلام رسمي از طريق مراجع به عنوان عيد سعيد فطر بلافاصله طبلها باشكوه بيشتري با عنوان شاديانه زده مي شود كه با استقبال عده كثيري از مردم قرار مي گيرد.
مطلب فوق با مقداري تغييرات از روزنامه جمهوري اسلامي - 24 مهر 85  نقل گرديد.


مهم ترین آثار تاریخی وفرهنگی طبس

حرم مطهر حسین بن موسی الکاظم

حسين بن موسى الكاظم عليهما السلام از جمله امام زادگانى است كه مورخّان او را از فرزندانِ بلافصل امام كاظم (ع) دانسته اند و به گفته ايشان، از مقام بلندى برخوردار بوده است.
از امام جواد (ع) سئوال شد، كدام يك از عموهايتان نسبت به شما بهتررفتار كردند؟ فرمود: حسين. حضرت امام رضا (ع) فرمود: به خدا سوگند، فرزندم جواد درست گفته است؛ زيرا حسين نسبت به او خوش رفتارترين افراد بود.
ازحالات و زندگى نامه امام زاده حسين در كتابهاى انساب و تراجم موجود ذكر چندانى نشده و اطلاعاتى كافى در دست نيست، اما بر پايه تحليلى كه از رونوشت نامه منسوب به امام ابوالحسن الرضا (ع) به عمل آمده، تاريخ ولادتِ اين امام زاده ، اواخر قرن دوم يعنى حدود سال 178 هـ. ق بوده است. نامه يادشده، متنى است كه حضرت امام رضا (ع) آن را در شأن برادرش حسين بن موسى به والى طبس نوشته اند، و تاريخ نگارش آن و محاسبه سنِِّ حسين در هنگام مفقود شدن كه در متن به آن اشاره شده و مدّت زمانى كه متوارى بوده و مخفيانه به سر برده است، تاريخ ولادتِ او را روشن می سازد. ظاهراً
حسين از آخرين فرزندان موسى بن جعفر(ع) و دوران كودكى و نوجوانى وى مصادف با ايام حكومتِ هارون الرشيد و تاخت و تازهاى او بوده است.

در آن زمان ( اواخر قرن دوم هجرى ) كه فرزندان على(ع) و شيعيان، سخت تحت تعقيبِ عمّالِ عباسى بودند، حسين بن موسى، با آن كه نوجوانى بيش نبود، از ظلم و ستم خلفا امان نداشت، و همراهِ ديگر فرزندانِ موسى بن جعفر (ع) مدّتها متوارى بود و پنهان می زيست.
حضرت امام رضا (ع) ، همين كه اطلاع يافتند حسين به جانب خراسان (طبس) آمده براى آگاه كردنِِ عامر بن زروامهر ( والى طبس ) كه مورد اعتمادِ آن حضرت بود نامه اى به وى نوشتند، تا او را از ورودِ آن امام زاده آگاه سازند كه مراقب باشد تا گزندى به وى نرسد.
متن نامه منسوب به امام رضا(ع)
براى آشنايى شما با متن نامه منسوب به امام، اينك ترجمه آن را به نظرتان مى رسانيم:
بسم الله الّرحمن الرحيم
از على بن موسى بن جعفر الرضا به عامربن زروامهر مرزبان طبسين :
سلام بر تو.
همانا ستايش مى كنم خداى را، آن كه غير از او خدايى نيست.
پروردگارا!
از تو می خواهم كه بر محمد ( صلى الله عليه و اله وسلم ) ، بنده و پيامبرت درود فرستى.
ستايش، خداى يكتايى را سزاست كه از همه جهانيان بی نياز و همه به او نيازمندند.
خداى توانايى كه از همه برتر است و بر آن چه كه بخواهد تواناست.
خدايى كه هر كه از او يارى بخواهد او را يارى مى دهد و هر كه به او پناه بَرَد او را پناه دهد.
حاكمِ همه حاكمان و پرورش دهنده همه پرورش دهندگان.
هيچ موجودى بر وجود مقدّسش پيشى نگرفته و هيچ چيز جايگزين او نمى باشد.
قلم بر حمد و ثنايش در گردش است.
.... پس در پنهان و آشكار از نافرمانى او بپرهيزيد.
اما بعد...
درميان كارها، براى ما پيشآمدى روى داده و من در آن ناحيه بر هيچ كس جز تو اعتماد ندارم و آن اين است كه فرزندى از فرزندانِ قريش از عترت پيامبر (درود خدا بر او و خاندانش) مفقود شده و اين موضوع حزن و اندوه مرا سبب گشته است.
اين فرزند، حسين نام دارد، او نزديك به بلوغ و در سن كودكانِ دوازده ساله است. رنگِ چهره اش گندم گون است و در سفيده چشم راستش نقطه قرمزى است، گونه هايش برجسته است و موهايش صاف، از زمانى كه مفقود شده، نُه سال مى گذرد.
اطّلاع يافتم كه او قص

 
Powered by DCMS 2.3.3