



| مولوی |
|
موضوع مقاله: مولوی نویسنده/نویسندگان: محمد حسین میثاقی |
|
و نیز او را با لقب سلطان العلماء یاد کردهاند. بهاءولد از اکابر صوفیه
واعاظم عرفا بودو خرقهٔ او به احمد غزالی میپیوست. وی در علم عرفان و
سلوک سابقهای دیرین داشت و از آن رو که میانهٔ خوشی با قیل وقال و بحث و
جدال نداشت و علم و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی میدانست و نه در
مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچمداران کلام و جدال با او از سر ستیز
در آمدنداز آن جمله فخرالدین رازی بود که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود
و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. به درستی معلوم نیست که سلطان
العلماء در چه سالی از بلخ کوچید، به هر حال جای درنگ نبود و جلال الدین
محمد ۱۳ سال داشت که سلطان العلماءرخت سفر بر بست و بلخ و بلخیان را ترک
گفت و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت جهانبانی نشسته به شهر
خویش باز نگردد. پس شهر به شهر و دیار به دیار رفت و در طول سفر خود با
فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و بالاخره علاءالدین کیقباد
قاصدی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. او از همان بدو ورود به قونیه
مورد توجه عام و خاص قرار گرفت.
سرانجام شمع وجود سلطان العلماء در حدود سال ۶۲۸ هجری قمری خاموش شد و در دیار قونیه به خاک سپرده شد. درآن زمان مولانا جلال الدین گام به بیست و پنجمین سال حیات خود مینهاد، مریدان گرد او ازدحام کردند و از او خواستند که برمسند پدر تکیه زند و بساط وعظ و ارشاد بگسترد. مثنوی حاصل پربارترین دوران عمر مولاناست. چون بیش از پنجاه سال داشت که نظم مثنوی را آغاز کرد. اهمیت مثنوی از آن رو نیست که یکی از آثار قدیم ادبیات فارسی ایران است بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی فقط عرفان نظری نیست بلکه کتابی است جامع عرفان نظری و عملی. او خود گفتهاست: «مثنوی را جهت آن نگفتم که آن را حمایل کنند، بل تا زیر پا نهند و بالای آسمان روند که مثنوی معراج حقایق است نه آنکه نردبان را بر دوش بگیرند و شهر به شهر بگردند.» بنابراین، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسیر نیست بلکه عرفان تغییر است. غزلیات و «دیوان شمس» (یا دیوان کبیر)، محبوبیت فراوانی کسب کردهاند. درصد ناچیزی از این غزلیات به زبانهای عربی و ترکی بوده و عمده غزلیات موجود در این دیوان به زبان پارسی سروده شدهاند. مولانا در کنار «دیوان شمس» و شعرهایش در «مثنویمعنوی»، رباعیات عاشقانهای نیز سرودهاست که میگویند پس از خیام از بیپردهترین رباعیات به زبان فارسی است.[چه کسانی گفته اند؟ پژوهندگان به ظن قوی بسیاری از رباعیات وی را از او نمیدانند.[کدام پژوهندگان؟] نمونهای از رباعیات وی چنین است : عشق از ازل است و تاابد خواهدبود جوینده عشق بیعدد خواهدبود فردا که قیامت آشکارا گردد هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود عشق آمدو شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست اجزای وجود من همه دوست گرفت نامیست زمن باقی و دیگر همه اوست |
|
ثبت کننده در سیستم: کاربر رهجو 1 تاریخ ثبت: 1388/7/15 تعداد مطالعه 127 مرتبه بوده است. |