



| سرمايه مذهبي: ماهيت, عناصر تشکيل و آثار آن | ||||||||||||||||||||
موضوع مقاله: سرمایه نویسنده/نویسندگان: دکتر مرتضي عزتي |
||||||||||||||||||||
|
و انباشت آن موجب بهبود وضعيت اقتصادي, فرهنگي و اجتماعي جامعه مي¬شود. از
اين رو مي توان مذهب را در دو بعد سرمايه مذهبي فردي و سرمايه مذهبي
اجتماعي عامل محرک و برانگيزاننده توسعه جامعه تلقي کرد. مذهب مي تواند در
بهبود وضعيت اقتصاد فردي و اجتماعي آثار مثبت داشته باشد. از جمله مسيرهاي
اثرگذاري سرمايه مذهبي بر رفتارهاي افتصادي, ايجاد وظايف و توصيه هاي اکيد
براي کار و تلاش بيشتر, هدف مند کردن زندگي, ايجاد نهادهاي اقتصادي و
اجتماعي مفيد براي توسعه فرهنگي, اجتماعي و اقتصادي جامعه است. در اين
مقاله اين مباحث در قالب نظري و تجربي براي سرمايه مذهبي, عناصر تشکيل اين
سرمايه و نحوه اثرگذاري آن ارايه شده است.
واژه هاي کليدي: سرمايه مذهبي, سرمايه, مذهب, اقتصاد اسلامي 1. مقدمه طي ساليان طولاني برخي انديشمندان مذهب را عامل عقب ماندگي جوامع تلقي مي کردند, اما در گذر زمان مشخص شد که نه تنها مذهب الهي عامل عقب ماندگي نيست بلکه مي تواند عامل پيشرفت جوامع نيز باشد. در اين زمينه و با اين ادعا اين پرسش مطرح مي شود که آيا مذهب مي تواند به عنوان يک عامل محرک مانند سرمايه فيزيکي بر توسعه و حتي توليد, توزيع و مصرف اثر مثبت داشته باشد؟ در اين جا سعي شده است مذهب از بعد اثرگذاري بر اين عوامل و پديده ها به عنوان سرمايه مذهبي تعريف شود. در اينجا يادآور مي شويم که منظور ما از مذهب, انحراف هاي ايجاد شده در بعضي مقاطع زماني براي بهره رداري سياسي, استحکام حکومت و يا خام کردن مردم جامعه همچون دوران پس از اوج گيري حکومت عباسيان و پس از آن عثماني ها و يا صفويان و چرخش مسير تبليغات آموزه هاي مذهبي به سمت حفظ منافع حاکمان نيست, بلکه مذهبي واقعي و خالص که همراه آموزه هاي پيش برنده در جامعه مطرح است. در اين مقاله پس از مرور پيشينه مباحث مرتبط با اين موضوع, تعريفي از سرمايه مذهبي ارايه مي شود و عناصر تشکيل دهنده اين سرمايه در دو بعد سرمايه مذهبي فردي و سرمايه مذهبي اجتماعي بيان مي شود. سپس, نحوه اثرگذاري اين عامل بر توسعه جامعه و نيز بر توليد, توزيع و مصرف تشريح و به صورت موردي اثر سرمايه مذهبي را بر توسعه با استفاده از داده هاي مقطعي استان ها برآورد مي کنيم. در پايان نيز مباحث مطرح شده, جمع¬بندي مي-شوند. اما قبل از ادامه بحث به دو مفهوم مرتبط با موضوع, يعني سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي اشاره مي¬کنيم. 1-1. سرمايه انسانی بحث اثر منابع انسانی بر توليد از مباحث اوليه اقتصاد بوده است. موضوع سرمايه انساني در نظريه هاي اوليه اقتصادي به عنوان عامل کار وارد مباحث علمي اقتصاد شده است, اما پس از آن به مرور به تخصص, مهارت و دانش نيروي کار توجه شد و آن را سرمايه انسانی ناميدند. پوتنام (1384) سرمايه انساني را مجموعه ابزارها و آموزش هايي مي-داند که بهره وري فردي را افزايش مي دهد. با استفاده از مجموعه تعاريف موجود و بر اساس مفاهيم موجود مي توان گفت سرمايه انساني به مجموعه توانايي ها و قابليت های ايجاد شده در افراد برای ايجاد و گسترش توليدات جامعه اطلاق مي شود. سرمايه انسانی به عنوان بخشی از نيروی انسانی در توليد عمل مي کند. با وجود نظريه هاي ارايه شده, بر اساس تجربه, مشاهده شده است که در بعضی کشورها با نيروی انسانی زياد و به ويژه سرمايه انسانی مناسب, توليد به خوبی رشد نکرده است. از اين رو نظرات متوجه توانايي جامعه يا به عبارت ديگر, سرمايه اجتماعي شد. سرمايه انساني اغلب جنبه خصوصي و فردي دارد و انباشتي از دانش, تخصص و مهارت است که در يک فرد جمع شده است, اما سرمايه اجتماعي, وجود عواملي در جامعه و بين افراد است. 2-1. سرمايه اجتماعی با وجود قدمت بحث اثر عامل انسانی بر توليد بحث اثر سرمايه اجتماعی بر توليد موضوع علمی جديدی است که به طور جدی طی سه دهه اخير در محافل علمی مطرح شده است. بر اساس تعريف بانک جهاني (1999) سرمايه اجتماعي پديده اي حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي, روابط انساني و هنجارها بر کيفيت و کميت تعامل هاي اجتماعي است. البته از نظر تاريخی طرح مسأله سرمايه اجتماعی براي نخستين بار در سال 1916 در مقالهاي از هانيفان مطرح شد. اما در تحقيقات اقتصادی و اجتماعي تا سال 1960 كه توسط جينجاكوب در برنامهريزي شهري به كار برده شد، به طور مؤثر مطرح نشد (الوايي و شيرانی, 1380). جاكوب در اين باره توضيح داد كه شبكههاي اجتماعي فشرده در محدودههاي قديمي شهرها صورتي از سرمايه اجتماعي را تشكيل ميدهند و در ارتباط با حفظ نظم و نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميم ها در باره بهبود كيفيت زندگي به كار مي روند (فوكوياما ، 1379). با وجود اينکه اين بحث طی سال های اخير مطرح شده است, انديشمندان تعريف های مختلفی برای آن ارايه کرده اند که هر يك با توجه به موقعيت و کاربرد خاصی که مد نظر بوده است، مفهوم خاصي را پي گيري کرده است. ضمن اينکه اين تعريف ها شبيه به هم هستند در بعضی موارد تفاوت هايي نيز در آنها ديده ميشود كه به نظر ميرسد ناشي از موقعيت و کاربرد خاص مد نظر تعريف کننده بوده است باشد. در ذيل برخي از تعريف های ارايه شده در اين زمينه را ارايه می¬کنيم. پير بورديو (1384) سرمايه را سه نوع مي داند: اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي. شكل اقتصادي سرمايه كه بلافاصله قابل تبديل به پول است, مانند داراييهاي منقول و ثابت يك سازمان. سرمايه فرهنگي نوع ديگر سرمايه است كه در يك سازمان وجود دارد مانند تسهيلات عاليه اعضاي سازمان كه اين سرمايه نيز در برخي موارد و تحت شرايطي قابل تبديل به سرمايه اقتصادي است و سرانجام شكل ديگر سرمايه، سرمايه اجتماعي است كه بر ارتباط و مشاركت اعضاي يك گروه توجه دارد و حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلي است كه نتيجه مالكيت شبكهي بادوامي از روابط نهادينه شدهي بين افراد و به عبارت سادهتر عضويت در يك گروه است. كلمن مفهوم سرمايه را از ابعاد مختلف بررسي و براي تعريف سرمايه اجتماعي از نقش و كاركرد آن كمك گرفته و تعريفي كاركردي از آن مفهوم ارايه کرده است. بر اين اساس، سرمايه اجتماعي عبارت است از ارزش آن جنبه از ساختار اجتماعي كه به عنوان منابعي در اختيار اعضا قرار ميگيرد تا بتوانند به اهداف و منافع خود دست پيدا كنند. به عبارت ديگر كلمن معتقد است كه مفهوم سرمايه اجتماعي نشان دهنده آن است كه چگونه ساختار اجتماعي يك گروه ميتواند به عنوان منبعي براي افراد آن گروه عمل کند. كلمن وجود سرمايه اجتماعي را در اعتماد، اطلاعرساني و ضمانت اجرايي كارآمد، روابط اقتدار و مقدار تكاليف در گروه ميداند (شارعپور، 1380). پوتنام نيز سرمايه اجتماعي را مجموعهاي از مفاهيم مانند اعتماد، هنجارها و شبكههاي اجتماعي ميداند كه موجب ايجاد ارتباط و مشاركت بهينه يك اجتماع مي¬شود و در نهايت منافع متقابل آنان را تامين خواهد كرد. از نظر وي اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شبكه به عنوان وسيلهاي براي رسيدن به توسعه سياسي و اجتماعي در نظام-های مختلف سياسي است. تأكيد عمده وي بر مفهوم اعتماد است. طبق نظر وي عامل اعتماد ميتواند با جلب اعتماد ميان مردم و دولت¬مردان و نخبگان سياسي موجب توسعه سياسي شود. بنابراين اعتماد، منبع با ارزشي از سرمايه است كه اگر جامعه اي از آن بهره¬مند باشد به تناسب اين بهره مندي, رشد سياسي و توسعه اجتماعي به دست مي آورد. وي بر اين نظر است در جوامع مدني، سازمان¬هايي مانند اتحاديهها، كليساها و گروه هاي اجتماعي از طريق پيوند دادن به جاي شكاف هاي اجتماعي تفرقهانداز, مانند متحد کردن مردم داراي ارزش ها و نگرش هاي متفاوت، بهبود دادن خلق و خوي درونی، مانند بردباري و رابطهی متقابل و همچنين از طريق مشاركت در ايجاد زيربناي اجتماعي استوار، در شکل گيري سرمايه اجتماعي نقش ايفا ميكنند (پوتنام، 1384). فوكوياما (1379) با مرور مفهوم سرمايه اجتماعي در آثار جينجاكوب، گلنبوري، جيمز كلمن و رابرت پوتنام در تعريف سرمايه اجتماعي مينويسد به سادگي مي توان سرمايه اجتماعي را به عنوان وجود مجموعه معيني از هنجارها يا ارزشهاي غيررسمي تعريف كرد كه اعضاي گروهي كه همكاري و تعاون ميان آنها مجاز است، در آن سهيم هستند. از ديدگاه وي يكي از منابع اصلي براي توليد سرمايه اجتماعي در سطح جهاني خانواده است كه با ايفاي نقش خود ميتواند زمينه پيوند و اعتماد بين افراد را ايجاد كند. با توضيحي كه در اينجا ارايه شد، تصريح ميشود آنچه در اين مقاله به عنوان سرمايه مذهبي بيان ميكنيم، نه سرمايه انساني و نه سرمايه اجتماعي به معني موجود است، سرمايهاي است كه فقط از مذهب ناشي شده است و دو بعُد دارد هم فردي و هم اجتماعي كه قابل تفكيك هستند و در عمل مكمل و هم فزاينده يكديگر هستند. پس از اشاره به برخي مطالب درباره اثر مذهب بر رفتارها, سرمايه مذهبي مورد نظر را تعريف ميكنيم. 2. پيشينه بحث بهطور كلي ميتوان گفت بحث از سرمايه مذهبي با اين عنوان, نو و ابتكاري است، اما مطالعات مختلفي انجام شده است كه در آنها به نوعي اثر مذهب بر رفتارهاي اقتصادي مطرح شده است. برخي از اين مطالعات نيز بعضي ويژگيهاي مذهبي افراد را بر توليد، رشد اقتصادي و مصرف مؤثر دانستهاند. ميتوان مطالعات انجام شده در اين زمينه را به 3 دسته تقسيم كرد. در ادامه به اين 3 دسته اشاره ميشود. 1-2. اثر مذاهب مختلف (اختلاف مذهبي) بر رفتارهاي اقتصادي برخي از ديدگاههاي ارايه شده در اين زمينه, نوع مذهب را بر رشد اقتصادي مؤثر دانستهاند. ميتوان از اولين ديدگاههاي ارايه شده در اين زمينه به نظرات وبر اشاره كرد. از نظر وبر پروتستانيسم اعتقاداتي ارايه كرد كه بر خلاف ديدگاه كاتوليك نه تنها به مال اندوزي جنبه قانوني ميداد, بلكه آن را چنانچه صرف لذتهاي زودگذر نشود به منزله مشيت الهي تلقي كرد و در كنار آن به صورتهاي مختلف كسب ثروت را تأييد كرد. از اين رو سرمايهداري و توسعه اقتصادي حاصل از آن را نتيجه ايجاد و توسعه تفكر و مذهب پروتستانيسم در مقابل كاتوليك ميداند (وبر , 1905، ترجمه 1958). تاوني (1926) تلاش كرد نشان دهد نظر وبر صحيح نيست. ساموئلسون (1993) درباره نظرات او بررسي جامعتري انجام داد و نتيجه گرفت كه بسياري از نهادهاي اشاره شده توسط وبر قبل از پروتستانيسم بهطور محدود وجود داشت. دلاكرو (1995) نيز در ادامه اين بررسيها به اين نتيجه رسيد كه برخي مناطقي كه وبر توسعه آنها را حاصل پروتستانيسم ميداند، كاتوليك نشين بودهاند. توليسون (1992) نيز نظرات مشابهي را ارايه ميكند. در مقابل اينها روپر (1963) در بررسي خود كالوينيسم را در توسعه تجاري مؤثر دانسته است. آلن (1998) در بررسي خود, افزايش دستمزد (در يك زمان مشخص در اروپا) در شهرهاي كاتوليك نشين (19%) را بيشتر از مناطق پروتستان نشين (4%) مييابد. مك كلري (2002) نيز درپي اثبات ديدگاه وبر بين مذاهب پروتستان، كاتوليك، اسلام، هندو و بودايي است. گلاه و ووريس (1989)،هيت ، واترز و واتسون (1995), نيس¬بت (1989) و پالدام (1999) نيز نتايج مشابهي مبني بر تفاوت اثر نگرشهاي حاصل از مذاهب مختلف به رشد اقتصادي ميگيرند. در كنار اين بررسيها بررسيهايي نيز انجام شده است كه رابطه مذاهب مختلف با مصرف را بيان ميكند. از جمله اولين ديدگاههاي منسجم در اين زمينه حاصل مطالعه هريشمن (1983) است كه رابطه بين پيروي از مذاهب پروتستان، كاتوليك و يهود را با برخي رفتارهاي مصرفي شهروندان آمريكا بررسي كرد و اين رابطه را مثبت دانست. سود و ناسو (1995) نيز اين رابطه را بين پيروان مذهب ژاپني و پروتستانهاي امريكايي بررسي كرد و به اين نتيجه رسيد كه رفتار مصرفي اين دو گروه به¬طور مشخص از يكديگر متفاوت است. ماير و شارپ (1962)، گريلي (1963)، گاي (1991)، پيلي (1992)، گولدين (1992) و لهرر (2002) نيز اين موضوعها را بررسي كرده و به نتيجه رسيدهاند كه رفتار مصرفي پيروان مذاهب مختلف, متفاوت است. 2-2. اثر شدت اعتقادات مذهبي بر رفتارهاي اقتصادي برخي از بررسيها که رابطه مذهب و رفتارهاي اقتصادي را بررسي كردهاند, اثر شدت اعتقادات مذهبي بر رفتارهاي اقتصادي را بررسي كردهاند. اين بررسيها در مذاهب مختلف انجام شده است. از جمله اين تحقيقات و ديدگاهها ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد. كهف (1972 و 1974) پيروان مذهب را داراي هزينههاي خاص خود دانسته است. تحقيقات مختلف فهيم خان (1986) از اقتصاددانان مسلمان نيز به رابطه تقواي مذهبي بر مصرف تأكيد ميكند. و آن در قالب يك تابع مصرف ارايه ميكند. عزتي (1381) به صورت نظري و تجربي رابطه بين ايمان مذهبي را با مقدار مخارج توصيه شده در مذهب بررسي ميكند و نتيجه ميگيرد كه اين رابطه مثبت و معنيدار است. همچنين عزتي (1385) رابطه بين ايمان مذهبي و استفاده از پول براي سرمايهگذاري، سپرده با سود نزد بانك، قرض سود و پرداخت قرضالحسنه بررسي و اين رابطه را معنيدار يافته است. پژوهشهاي مختلفي نيز در جوامع غير مسلمان انجام شده است. از جمله استارك (1972) رابطه بين اعتقادات مذهبي با درآمد و فعاليتهاي مذهبي را بررسي كرده و رابطه مثبت بين آنها را تأييد كرده است. ويلكس ، بارنت و هاول (1986) رابطه اندازه دين¬داري و عوامل تعيين كننده مصرف را بررسي و آن را تأييد كردهاند ياناكن (1992) تلاش كرد رابطه بين پيروي از مذاهب محافظهكار، راديكال، ليبرال و گروههاي ديگر را با سطح درآمد، كمك به كليسا و حضور در كليسا بررسي كرد و رابطه را معنيدار يافت. هوگ و يانگ (1994) رابطه بين پيروي از گروههاي ليبرال و اصول¬گراي مسيحي در آمريكا را با مقدار كمك به كليسا بررسي كرد و كمك اصول¬گرايان را بيشتر يافت. مركز ملي تحقيقات نظرسنجي امريكا (90ـ1986) نيز بررسي پيوستهاي را انجام داه كه به نتيجه مشابهي رسيده است. گايسو ، ساپينزا و زينگالز (2002) در يك بررسي ميداني بر روي رفتار افراد در 66 كشور جهان به اين نتيجه رسيدند كه به طور متوسط مذهب بر روي نگرشهاي مناسب براي رشد اقتصادي اثر مثبت دارد. گلاه و ووريس (1989) نيز همين مطلب را بيان كرده بودند. 3-2. سرمايه انساني مذهبي هرچند ميتوان مطالعات اشاره شده در دو قسمت قبل را نيز مطالعاتي دانست كه به نوعي مذهب را در قالب سرمايه مطرح كردهاند، اما اغلب آنها تنها به نتيجه وجود اين سرمايه و بدون اشاره به ماهيت و حتي نام بردن از آن به عنوان سرمايه به موضوع پرداختهاند. با اين وجود, برخي مطالعات به سرمايهاي از جنس مذهبي نزد افراد توجه كردهاند. به اين مطالعات كه بسيار محدود هستند اشاره ميكنيم. در اين مطالعات چنين استدلال شده است که از لحاظ نظري علاوه بر زمان و دارايي، عوامل ديگري نيز بر مقدار فعاليتهاي (اعمال و هزينههاي) مذهبي مؤثرند. استيگلر و بيكر (1977) توضيح ميدهند كه تنها مقدار زمان و دارايي در اختيار فرد، در تخصيص به فعاليتهاي مذهبي مؤثر نيستند، بلكه صبغه مذهبي فرد، مانند دانش مذهبي، آشنايي با مراسم و دكترين مذهبي، ارتباط با افراد مذهبي و نظير اينها نيز در تخصيص مقدار زمان و دارايي به فعاليتهاي مذهبي مؤثر است. اين مجموعه عامل را سرمايه انساني مذهبي مينامند. بر اساس ديدگاه سرمايه انساني مذهبي، ممكن است با تغيير مذهب، اعمال مذهبي افراد كاهش بيابد، زيرا دانش، اعمال، سنتها و دكترين مذهبي در مذاهب مختلف متفاوت است. از اين رو افرادي كه به مذهب جديد ميپيوندند، از سرمايه انساني كمتري در مذهب جديد برخوردارند. سرمايه مذهبي در طول عمر فرد و توسط والدين، دوستان، هم كيشان، آشنايان، حضور در مراسم مذهبي يا مطالعات طول عمر افزايش مييابد. از جمله مطالعات تجربي اين زمينه, توسط ياناكن (1990) انجام شده است. او تلاش كرده با استفاده از دادههاي منتشر شده توسط منابع مختلف كه بر اساس مطالعات ميداني به دست آمدهاند، اثر سرمايه انساني مذهبي، زمان و دارايي را بر روي فعاليتهاي مذهبي آزمون كند. او در اين مقاله تلاش ميكند، الگوهاي مشاهده شده از تغيير فرقهاي مذهب، ازدواج بين مذهبي، سن تغيير مذهب، ارتباط بين حضور و پرداخت كمك مالي به كليسا، اثر آموزش (تربيت) و ازدواج داخل مذهبي بر روي مشاركت در فعاليتهاي مذهبي را تبيين كند. نتايج اين تحقيق نشان ميدهند كه مباحث نظري اثر سرمايه انساني مذهبي با شرايط ياد شده از پشتيباني تجربي خوبي برخوردارند. از جمله نتايج كلي اين تحقيق كلي اين تحقيق نيز چنين است: هنگامي كه افراد به سن بلوغ ميرسند و تصميم به انجام اعمال مذهبي ميگيرند، به سمت آن شاخههاي مذهبي ميروند كه والدين آنها پيرو آن شاخهها بودهاند. افرادي كه در اين سنين تغيير مذهب ميدهند، به سمت مذاهبي گرايش دارند كه در محيط اجتماعي زندگي آنها حكم بودهاند. همچنين بيشتر تغيير مذهب¬ها (در نمونه مورد بررسي) بين مذاهب نزديك به هم صورت گرفته است. تغيير مذهب مانند تغيير شغل، اغلب در اوايل دوران زندگي كه تلاش براي سازگاري با محيط انجام ميشود، صورت گرفته است. در طول زمان با افزايش سن، منافع تغيير مذهب كاهش و هزينههاي آن افزايش مييابد. در نتيجه، تغيير مذهب در سنين بالا به ندرت انجام ميشود. چون مذهب زن و شوهر به¬عنوان دادههاي مكمل عمل ميكنند، ازدواج¬هاي بين مذهبي كمتر دوام داشتهاند، در حالي¬كه ازدواج¬هاي درون مذهبي دوام بيشتري داشتهاند. علاوه بر اين, همان نيروهايي كه گرايش به مذهب والدين را ترغيب ميكند، ازدواج داخل مذهبي را تقويت ميكند. چنان¬چه در ازدواج¬هاي بين مذهبي يكي از دو زوج به مذهب همسر تغيير مذهب دهند، دوام ازدواج بيشتر ميشود، زيرا منافع (و مطلوبيت¬هاي) مذهبي افزايش مييابد. (ياناكن، 1990). در واقع مي¬توان گفت اين نظريه, سرمايه انساني مذهبي را عامل محرک و ايجاد توسعه يا افزايش توليد نمي¬داند, بلکه آن را عاملي در شکل¬گيري رفتارهاي مصرفي مي¬داند. با اين وجود نظريه اثر سرمايه انساني مذهبي, از اين جهت كه علاوه بر درآمد و زمان فرد، يك عامل مذهبي را نيز وارد مباحث مصرف در نظريه¬هاي مذهبي ميكند، يك پيشرفت علمي در زمينه اثر مذهب بر رفتار مصرفكننده و رفتارهاي اقتصادي محسوب ميشود. 4-2. جمعبندي مطالعات انجام شده ميتوان گفت مطالعات مختلفي كه در زمينه رابطه مذهب و رفتارهاي اقتصادي انجام شده است اغلب مذهب را در يك يا چند باور و اعتقاد خلاصه كردهاند و در نتيجه اثر آن را بر فعاليتها و رفتارهاي اقتصادي بررسي كردهاند. اغلب اين بررسيها, به¬ويژه از طرف غيرمسلمان¬ها, مذهب را يك عامل فردي دانستهاند و آن را بر رفتارهاي فردي و در برخي موارد از طريق آن, بر رفتارهاي جامعه مؤثر دانستهاند. به¬عبارت ديگر اغلب اين نوع مطالعات با نگاه فردگرايانه انجام شده و جايگاه مذهب را در حد تفكر پايه¬اي انديشه سرمايهداري دانستهاند و آن را به رفتارهاي فردي و از طريق آن بر جامعه مؤثر دانستهاند. اندك مطالعاتي كه با رويكرد سرمايهاي به مذهب نگريستهاند، اثر سرمايه مذهبي را بيشتر بر مصرف و رفتارهاي مصرفي فردي بحث کرده¬اند. اين مطالعات نيز توسعه چنداني نيافتهاند. هرچند اين مطالعات مبناي فلسفي فردگرايانه داشتهاند و با فلسفه ليبراليسم هماهنگ بودهاند, اما در غرب توجه چنداني به اين موضوع نشده است. نكته مهم آن است كه اين نوع توجه باعث شده است مذهب به عنوان يك سرمايه جدي به ويژه در بعد اجتماعي مورد توجه قرار نگيرد و آن را در بعد ضروري خلاصه و اثر سرمايهاي فردي آن را نيز محدود كردهاند. در ادامه بحث سرمايه مذهبي را به صورت يك مفهوم جامع ارايه و تشريح ميكنيم. 3. سرمايه مذهبي در ابتداي اين بحث اين نکته را يادآور مي¬شويم که منظور ما از مذهب, تحريف¬هاي موجود در مذاهب و يا انحراف-هاي ايجاد شده در بعضي مقاطع زماني براي بهره¬برداري سياسي, استحکام حکومت و يا خام کردن مردم جامعه همچون دوران پس از اوج¬گيري حکومت عباسيان و پس از آن عثماني¬ها و يا صفويان و چرخش مسير تبليغات آموزه¬هاي مذهبي به سمت حفظ منافع حاکمان نيست, بلکه مذهبي که همراه آموزه¬هاي پيش¬برنده در جامعه (مانند صدر اسلام و حتي چند قرن اول اسلام) مطرح است. بر اين اساس سرمايه مذهبي به مجموعه نهادها, عملكردها، تجربهها، اعتقادات، باورها، ارزشها، دانش، قوانين و مقررات، نمادها و واقعيتهاي محيطي فيزيكي و غير فيزيكي و مانند آن در جامعه ميگوييم كه از وجود مذهب و ايمان مذهبي نشأت گرفته باشد. سرمايه مذهبي را به دو بخش سرمايه مذهبي فردي و سرمايه مذهبي اجتماعي تفكيك ميكنيم. سرمايه مذهبي در اين قالب تعريف و تشريح مناسبتري پيدا ميكند. 1-3. سرمايه مذهبي فردي به مجموعه مذهب انتخابي و اعتقادات، باورها، دانش، تجربهها، ارزشها و عادتهاي حاصل از ايمان مذهبي و يا درباره مذهب نزد فرد، سرمايه مذهبي فردي ميگوييم. به عبارت ديگر به عناصر مذهبي شكل¬دهنده و ساختار بخش رفتارهاي فرد، سرمايه مذهبي فردي ميگوييم كه اين عناصر بهطور خلاصه عبارتند از: کيفيت مذهب انتخابي فرد, اعتقادات, باورها, دانش, هنجارها, تجربهها و عادتهاي مذهبي فردي. در اثرگذاري اين سرمايه, نقش اساسي را عمق و گستردگي هريك از عناصر شكل¬دهنده آن ايفا ميكنند كه محور و پايه اين عمق, ايمان مذهبي فرد است. پس از بيان سرمايه مذهبي اجتماعي به اين موضوع اشاره ميكنيم. 2-3. سرمايه مذهبي اجتماعي به مجموعه نهادها، عملكردها، قوانين و مقررات، ارزشها، اعتقادات، باورها، هنجارها، دانش، نمادها و سمبلهاي برخواسته و شكل¬دهنده ساختار مذهبي جامعه، سرمايه مذهبي اجتماعي ميگوييم. به عبارت ديگر ميتوان گفت مجموعه عناصر شكل¬دهنده ساختار مذهبي هر جامعه, سرمايه مذهبي آن جامعه است كه اين عناصر عبارتند از: - كيفيت مذهب حاكم در جامعه (اصول اعتقادي و قوت، دقت و صحت آن). - نهادهاي مذهبي جامعه. - عملكردهاي مذهبي نهادهاي اجتماعي. - قوانين و مقررات مذهبي حاکم در جامعه. - اعتقادات، باورها، ارزش¬ها و هنجارهاي مذهبي جامعه. - دانش و مهارتهاي مذهبي جامعه. - فضاها، نمادها و سمبلهاي مذهبي جامعه. - و مانند اينها. 3-3. سرمايه مذهبي و ايمان ايمان به منزله تصديق قلبي با رسوخ در عمق وجود انسانها, باعث فراگير شدن اثر مذهب و آموزههاي آن در همه رفتارهاي انسان ميشود، از اين¬رو ميتوان ايمان را مايه و نهاد اصلي سرمايه مذهبي فردي دانست. البته ايمان با اثرگذاري فزاينده بر سرمايه مذهبي فردي، ساختار سرمايه مذهبي اجتماعي را نيز شكل مي¬دهد و آن را تقويت ميكند. در باره اثرگذاري ايمان بر رفتارها, مباحث مفصلي وجود دارد و در اين مقاله فرصت بحث آن نيست. (از جمله رجوع شود به عزتي، 1384) با اين وجود بهطور خلاصه ميتوان گفت وجود ايمان به خدا، جهان پس از مرگ، رسالت و هدايت الهي، معنويت و فرشتگان, موجب ميشود ساختارهاي اعتقادي، عاطفي و عملكردي افراد به شدت تحت تأثير قرار گيرد و بر آن اساس رفتار افراد به¬صورت مورد نظر مذهب شكل بگيرد. اين شكلگيري ساختارهاي رفتاري, تشکيل سرمايه است و حاصل, همان سرمايهاي است كه سرمايه مذهبي فردي ميناميم. با اين وجود, اين ساختارها مي¬تواند بدون وجود ايمان نيز به صورت مذهبي شکل بگيرد. اين شکل¬گيري مي¬تواند بدون وجود ايمان فردي از طريق نهادهاي اجتماعي, عادت¬ها و هنجارهاي فردي و اجتماعي و مانند آن شکل بگيرد. از اين¬رو اثر ايمان و سرمايه مذهبي دو اثر جداگانه است, اما اين دو عامل بر يکديگر مؤثر هستند. به همين صورت مي¬توان گفت ايمان از طريق شكلدهي سرمايه مذهبي فردي بر سرمايه مذهبي اجتماعي و ساختار بخشي آن اثر مبنايي و پايهاي دارد، زيرا رفتارها، عملكردها، نهادها و مانند اينها در اجتماع توسط افراد شكل ميگيرد. البته بسياري از عناصر شكل¬دهنده ساختار سرمايه مذهبي اجتماعي, حاصل سرمايه مذهبي گذشتگان و ويژگي¬هاي تاريخي و محيطي جوامع در گذشته و امروز است. با اين وجود, اثرگذاري اين ويژگيها نيز با تقويت ايمان مذهبي ـ كه خود ميتواند از ابعادي تحت تأثير سرمايه مذهبي باشد ـ افزايش مييابد. (براي توضيح بيشتر درباره ايمان به عزتي, 1381 مراجعه كنيد). اثرگذاري هريك از اينها به عمق نفوذ آنها در جامعه، گستردگي كمي و كيفي آنها، عملكرد و جايگاه صحيح و مناسب آنها نزد مردم، دقت, صحت و فايده معنوي آنها, مقبوليت آنها نزد افراد جامعه و نظير آن بستگي دارد. مذهب يك عامل محرك و برانگيزاننده كيفيت و كميت اعمال و رفتارها و نتايج آنها است. اين عامل ميتواند اميد بخش، سوق¬دهنده به جلو، موجب رشد و پيشرفت، تحرك، ايجاد تحول، بهبود بهرهوري و توليد، افزايش سرمايهگذاري، ايجاد الگوي مصرف و پسانداز خاص و مانند اينها شود. بر اين اساس ميتوان مذهب را يك عامل مؤثر بر متغيرهاي فردي و اجتماعي دانست و گفت مذهب يک عامل محرك رو به جلو است. اين عملكرد و اثرگذاري مانند عملکرد سرمايه فيزيکي است. از اين¬رو مذهب را سرمايه تلقي ميكنيم. اين سرمايه ميتواند درون يك فرد يا يك جامعه انباشته شود. در هر دو حالت, اين سرمايه قابل كاهش و افزايش است. در ادامه منابع ايجاد وگسترش اين سرمايه را بيان ميكنيم. 4. خودفزايندگي و استهلاك سرمايه مذهبي سرمايه مذهبي فردي و اجتماعي خودفزايندگي دارد. همچنين سرمايه مذهبي موجب افزايش در ايمان افراد مي-شود و نيز از طريق تقويت سرمايههاي مذهبي فردي باعث افزايش توان ايجاد سرمايه مذهبي اجتماعي ميشود. ايمان و سرمايه مذهبي فردي باعث افزايش ايجاد (توليد) سرمايه مذهبي فردي و اجتماعي جديد ميشود. سرمايه مذهبي ميتواند استهلاك نيز داشته باشد كه بخشي از استهلاك ميتواند از طريق خودبازسازي دروني (خودفزايندگي) جبران شود. بخشي از آن نيز نيازمند صرف سرمايه انساني و سرمايه فيزيكي است. استهلاك سرمايه مذهبي به معني كاهش هنجارها، ارزشها، نمادها، سمبلها، مكانها و ... مذهبي به صورت مادي يا معنوي و به صورت كمي يا كيفي است. وجود خودفزايندگي و استهلاک از اين نوع در سرمايه مذهبي نيز يک وجه تمايز آن با سرمايه اجتماعي است. 5. نحوه اثرگذاري سرمايه مذهبي بر اقتصاد جامعه سرمايه مذهبي شامل عناصر مختلفي است. اين عناصر مي¬توانند به صورت¬هاي مختلف بر فعاليت¬هاي اقتصادي اثرگذار باشند. از جمله مهمترين اين فعاليت¬ها عبارتند از: - سرمايه مذهبي موجب افزايش رشد اقتصادي مي¬شود. - سرمايه مذهبي موجب توسعه اقتصادي مي¬شود. - سرمايه مذهبي موجب افزايش شفافيت بازارها و گسترش اطلاعات صحيح و مفيد مي¬شود. - سرمايه مذهبي باعث بهبود توزيع ثروت و درآمد مي¬شود. - سرمايه مذهبي بر مصرف فرد و جامعه اثر مي¬گذارد.. - سرمايه مذهبي بر ساختار و عرضه و تقاضاي بازارهاي مالي اثر مي¬گذارد. - سرمايه مذهبي باعث بهبود امنيت اجتماعي و اقتصادي مي¬شود. - سرمايه مذهبي رفاه فرد و جامعه را افزايش مي¬دهد. - همچنين سرمايه مذهبي اثرات مشابهي بر بخش¬هاي ديگر جامعه دارد که اينها از جمله آنها است. با توجه به موضوع مقاله حاضر و براي روشن¬تر شدن نحوه اين اثرگذاري و نوع اثر, به¬عنوان نمونه و به¬طور مختصر اثر سرمايه مذهبي بر توسعه را تشريح مي¬کنيم. 6. اثر سرمايه مذهبي بر توسعه يكي از اصليترين معيارهاي توسعه يافتگي, توليد است كه در جايگاه خود به اثر سرمايه مذهبي بر توليد اشاره شد. معيار توسعه يافتگي ديگر، رشد سطح آموزش افراد جامعه است كه با افزايش سرمايه مذهبي فردي، افراد بنابه توصيه¬هاي مذهبي خود را ملزم به كسب آموزش ميدانند. علاوه بر آن, رشد روحيه مشارك جمعي باعث تقويت اين الزام فردي ميشود. همچين افزايش مشاركتهاي جمعي باعث افزايش نهادهاي آموزشي و افزايش سهولت دسترسي به آموزش ميشود. معيارهايي مانند درآمد افراد، بهداشت، تغذيه و نظير اينها با بهبود وضعيت درآمدي طبقات نيازمند جامعه بهبود پيدا ميكند كه در بحث اثر سرمايه مذهبي بر توزيع اشاره شد. معيارهاي فرهنگي و اجتماعي توسعه يافتگي, مانند نظم اجتماعي, امنيت و انضباط عمومي با كاهش جرايم و مفاسد, احترام به ديگران, مشاركتهاي عمومي، توسعه فضاهاي فرهنگي که در نتيجه افزايش سرمايه مذهبي حاصل مي¬شوند, بهبود پيدا ميكنند و موجبات توسعه بيشتر را فراهم ميكنند. 1-6. مسيرهاي مختلف اثرگذاري سرمايه مذهبي بر توسعه با توجه به اينكه بهطور مشخص بحث سرمايه مذهبي به¬صورت مطرح شده در اين مقاله در مجامع علمي مطرح نبوده است و اغلب فقط اثر مذهب بر برخي عوامل مطرح شده است كه بر توسعه مؤثرند، ما در اينجا تنها به اين اثرها و نحوه اثرگذاري آنها بر توسعه يا به¬عبارت ديگر به مسيرهاي اثرگذاري اشاره ميكنيم و برخي منابع را كه به اثر مذهب بر عوامل و مسيرهاي مورد نظر تأكيد داشتهاند نام ميبريم. مذهب موجب تنظيم رفتارهاي فردي (آلپورت و راس , 1968)، تقويت حس نوع دوستي، مشاركت, همياري، همبستگي و وحدت ملي (بانكستون و ژاو , 1995), تقويت انضباط اجتماعي و احترام به حقوق ديگران (استون ، 2000)، وفاق جمعي و ساماندهي روابط اجتماعي (بانكستون و ژاو, 1995), رعايت هنجارهاي عمومي و كاهش مفاسد اجتماعي، جرايم و بزهها (چادويك و تاپ ، 1993), كاهش تخطي از قوانين و مقررات (بور و مك¬كار ، 1994), افزايش صبر و تحمل در مقابل مشقات (عزتي، 1376، 79)، سخت كوشي (افشاني، 1380، 79), تسهيل در جامعهپذيري و تحكيم عواطف مشترك (پيرس و آكسين ، 1998), تقويت كمكهاي خيرخواهانه (ياناکن، 1990) افزاش حمايت از محرومان (سوليوان ، 1990), بهبود آرامش¬خاطر (پيرس و آكسين, 1998), افزايش اعتماد به نفس (عزتي، 1376، 215), افزايش اعتماد عمومي به ديگران و صداقت, تعهد كاري و تعهد اجتماعي (كاندلند ، 2000 و عزتي, 1376, 165)، پرهيز از رياكاري و تقويت روحيه حفظ منافع اجتماعي (کاندلند, 2000), اميدواري و تقويت احساس رضايت و خوشبختي (دينر , 1994), تقويت روحيه مشورت، همدلي و همفكري (لاو و هاندار ، 1995) و مانند اينها ميشود كه همگي ميتوانند بر رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي جامعه مؤثر واقع شوند. به علت حجم و گستردگي بسيار زياد اين عامل و مسيرها، فقط به اثرگذاري برخي از اين عوامل در دو نوع سرمايه مذهبي فردي و اجتماعي اشاره ميكنيم. توضيح و تشريح كامل اثرگذاري اين عوامل, فرصت و مجال مفصل ميطلبد كه در اين مقال نميگنجد. 2-6. نحوه اثرگذاري سرمايه مذهبي فردي بر توسعه سرمايه مذهبي فردي از راه¬هاي مختلف موجب اثرگذاري بر رفتارهاي افراد ميشود, به چند مورد از اين اثرات اشاره ميكنيم: مذهب موجب رشد معنويت و اخلاق ميشود. اين دو عامل موجب بهبود اعتماد به نفس از طريق توجه كمتر به ماديات ميشود. اعتماد به نفس بيشتر, موجب افزايش تواناييها، ابتكارات، نوآوريها و در نهايت كيفيت و كميت توليد ميشود. همچنين اعتماد به نفس, موجب بهبود رفتارهاي اجتماعي و برخورد با ساير افراد جامعه ميشود. اخلاق نيز اين اثر را دارد و موجب مي¬شود ساختارهاي اجتماعي و خانوادگي تقويت شود و در نتيجه کارايي افراد جامعه, رفاه و توسعه افزايش يابد. وجود سرمايه مذهبي فردي موجب ميشود روحيه نوع دوستي، حمايت و كمك به ديگران، همكاري و تعاون عمومي و نظير اينها در افراد افزايش يابد. اين امر موجب ميشود افراد در جهت كمك به ديگران و حمايت مالي و اقتصادي از افراد كم درآمد تلاش كنند و در نتيجه موجب كاهش فقر و بهبود رفاه عمومي و عدالت مي¬شود. اين كمكها از طريق هبات، زكات، صدقات، مشاركت، همياري، قرضالحسنه و مانند اينها انجام ميشود. وجود سرمايه مذهبي كافي درافراد موجب پرهيز از جرم، فساد و ناهنجاريهاي اجتماعي ميشود كه به شدت بر امنيت و رفاه عمومي و در نتيجه توسعه اثرگذار است و آن را بهبود مي¬بخشد. وجود سرمايه مذهبي فردي موجب مشاركت و تلاش براي توسعه نهادهاي اجتماعي مذهبي ميشود كه بر توسعه و رشد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كمك شاياني ميكند. در اينجا به اين چند مورد و اختصار بسنده ميكنيم. اين مباحث به¬تفصيل قابل بحث است, اما مجالي فراتر از مقاله طلب ميكند و ميتوان براي هر مورد آن مقالهها نوشت. 3-6. نحوه اثرگذاري سرمايه مذهبي اجتماعي بر توسعه در اين زمينه نيز به چند مورد از اثرگذاري سرمايه مذهبي اجتماعي بر عوامل مؤثر بر توسعه اشاره ميكنيم. سرمايه مذهبي اجتماعي موجب تقويت بسياري از ساختارهاي جامعه ميشود. از جمله سرمايه مذهبي اجتماعي از طريق گسترش نهادهاي مشاركتي, تعاون و همكاري در جامعه, موجب گسترش و توسعه نهادهاي مدني و اجتماعي و مانند اينها ميشود كه زمينهساز توسعه و فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي و رفاهي بيشتر در جامعه هستند. توسعه نهادهاي مذهبي مانند قرضالحسنه، وقف، زكات, صدقات، هبات و مانند اينها, موجب بهبود امكانات جامعه براي رفع نيازهاي طبقات و اقشار نيازمند ميشود و از اين طريق عدالت، توسعه و رفاه عمومي افزايش و فقر كاهش مييابد. قوانين مذهبي جامعه موجب هدايت جامعه به سمت و سويي كه مذهب خواهان آن است ميشود. وجود دولت مذهبي نيز همين اثر را دارد و ميتواند جامعه را به سمت و سوي مورد نظر مذهب هدايت كند. اين دو عنصر باعث خودافزايي سرمايه مذهبي نيز ميشوند و از اين طريق به فزايندگي اثرگذاري سرمايه مذهبي در جامعه کمک ميکنند. آموزش مذهبي، همچنين فضاها، نمادها و سمبلهاي مذهبي موجود در جامعه، موجب تقويت دانش، اعتقادها، باورها، هنجارها، ارزشها و رفتارهاي مذهبي افراد جامعه ميشود و در نتيجه موجب فزايندگي اثرگذاري سرمايه مذهبي بر خود و بر ساير عوامل و مسيرهاي توسعه مي¬شود. 7. چند شاخص کمي پيشنهادي براي سرمايه مذهبي اگر بخواهيم در باره سرمايه مذهبي و يا آثار آن بر ساير متغيرها و پديده¬هاي اقتصادي و اجتماعي به صورت تجربي مطالعه کنيم و بررسي¬هايي انجام دهيم, نيازمند تعريف متغيرهايي براي اين عامل و داشتن شاخص¬هايي براي اندازه¬گيري آن هستيم. در اينجا اين پرسش مطرح مي¬شود که چه شاخص¬ها و متغيرهايي مي¬توان براي اندازه¬گيري مقدار سرمايه مذهبي تعريف کرد و آيا مقاديري براي چنين شاخص¬هايي در جامعه وجود دارد؟ در اينجا با توجه به اطلاعات و داده¬هاي موجود در کشور و امکان توليد برخي از آنها, به چند شاخص در اين زمينه اشاره مي¬کنيم که مي¬توانند شاخص¬هاي مناسبي براي اين منظور باشند. برخي شاخص¬ها و مقادير که مي¬تواند به عنوان معيار اندازه¬گيري سرمايه مذهبي اجتماعي و جانشين آن در بررسی¬هاي تجربي قرار گيرد, عبارتند از: - سطح اعتقادات مذهبي افراد جامعه. - سطح دانش مذهبي جامعه. - کميت و کيفيت هنجارهاي مذهبي در جامعه. - تعداد اماکن مذهبي مانند مساجد حسينيه¬ها, زيارت¬گاه¬ها و مانند اينها. - تعداد انجمن¬هاي مذهبي. - تعداد صندوق¬هاي قرض¬الحسنه. - تعداد مؤسسات خيريه (مبتني بر مذهب). - تعداد هيأت¬هاي مذهبي. - تعداد شوراهاي اسلامي. - تعداد اعضاي بسيج. - تعداد مدارس علميه اسلامي. - تعداد ( يا اندازه) موقوفات. - مقدار آموزش¬هاي مذهبي رسمي. - تعداد مشاغل مذهبي در جامعه. - تعداد روحانيون جامعه. - و مانند اينها. برخي شاخص¬ها و معيارهايي که مي¬تواند براي اندازه¬گيري سرمايه مذهبي فردي استفاده شود (البته مقدار اين شاخص¬ها براي هر يک از افراد در جامعه ثبت شده نيست, ولي مي¬توان در مطالعات موردي و پيمايش¬هاي اجتماعي و مانند آن از اينها استفاده کرد) عبارتند از: - دانش مذهبي فرد (بر حسب نوع تحصيلات يا تعداد سال¬هاي تحصيل در مدارس ارايه¬کننده دروس مذهبي و مانند اينها). - اعتقادات و باورهاي مذهبي فرد. - مقدار اعمال مذهبي که فرد انجام مي¬دهد و داده است. - تعداد جلسات مذهبي که فرد در آنها شرکت مي¬کند و شرکت کرده است. - عضويت در انجمن¬ها, مجامع و هيأت¬هاي مذهبي. - و مانند اينها. 8. چارچوبی براي بررسي تجربي اثرات سرمايه مذهبي بر توسعه اقتصادي بر اساس مباحث بيان شده با افزايش سرمايه مذهبي، سطح توسعه اقتصاي افزوده مي¬شود. در اينجا به صورت يک شاهد تجربي هر چند محدود مدل زير براي تبيين اثر سرمايه مذهبي بر توسعه اقتصادي برآورد مي¬شود: SGDP= C0 + C1 PGDP + C2 BSVD + C3 FAAL که در آن، SGDP مبين سهم استان¬ها يا مناطق از کل توليد ناخالص داخلي کشور و يا مقدار اهميت و نقش هر استان در فرايند کلي توسعه اقتصادي است. BSVD نرخ باسوادي را به عنوان متغير جانشين سرمايه انساني در هر استان نشان مي¬دهد. متغير FAAL به عنوان يک متغير توضيحي تعداد مکان¬هاي مذهبي استان را نشان مي¬دهد. اين متغير به عنوان يک متغير جانشين (Proxy) مي¬تواند شاخصي براي اندازه سرمايه مذهبي استان قلمداد شود. بنابر اين بالا بودن اين نسبت مي¬تواند به مفهوم افزايش سرمايه مذهبي باشد و انتظار مي¬رود بر توسعه اقتصادي منطقه¬اي تاثير مثبت داشته باشد. PGDP درآمد سرانه يا توليد ناخالص داخلي سرانه در هر استان قدرت اقتصادي آن استان را در ايجاد رشد و توسعه نشان خواهد داد. همچنين اين متغير مي¬تواند توان سرمايه¬گذاري استان را نيز نشان دهد. با تصريح اين مدل تجربي، داده¬هاي تحقيق از سالنامه¬هاي آماري ايران جمع¬آوري شد. داده¬هاي خام شامل توليد ناخالص داخلي استان، جمعيت هر استان و تعداد اماکن مذهبي برگرفته از نتايج آمارگيري از کارگاه¬هاي مذهبي کشور است. که در اين روابط، i به مقاطع (استان¬ها) اشاره دارد. مدل به صورت مقطعي براي 28 استان کشور (سه استان خراسان رضوي، خراسان شمالي و خراسان جنوبي در استان خراسان ادغام شده¬اند) در سال 1385 با کمک روش حداقل مربعات معمولي تخمين زده شده و نتايج زير به دست آمده است: نتايج تخمين مدل با روش حداقل مربعات معمولي
براي 28 استان(متغير وابسته=SGDP)
مطابق نتايج، تمام ضرايب برآورد شده از نظر آماري داراي علامت¬هاي مطابق انتظار نظري هستند و همه آنها حاکي از تاثير مثبت متغيرهاي توضيحي بر توسعه اقتصادي و نقش استان¬ها در توليد ملي کشور است. همچنين اين ضرايب در سطوح بالاي معني¬داري قابل اتکا هستند لذا مي¬توان با وجود متغير FAAL فرضيه اثرگذاري مثبت سرمايه¬هاي مذهبي بر توسعه را تأييد کرد. تذکر اين نکته نيز مناسب است که در اينجا بحث اصلي ما بحث نظري ارايه شده در متن مقاله است و مدل تجربي به علت کمبود داده¬ها و نيز محدوديت¬هاي مختلف موجود فقط به صورت يک شاهد تجربي بيان شده است و مبناي نتايج ما نيست. 9. جمعبندي چنانچه مذهب جامعه از كيفيت مناسبي برخوردار باشد (مذهب الهي باشدـ نه خرافي و تحريفي) و جايگاه صحيح و مناسب خود را داشته باشد، ميتواند به¬عنوان يك سرمايه عمل كند و جامعه را به سمت و سوي پيشرفت و تعالي معنوي و مادي هدايت كند. سرمايه مذهبي دو شاخه اصلي دارد: سرمايه مذهبي فردي و سرمايه مذهبي اجتماعي. سرمايه مذهبي فردي فرد را طوري ميسازد كه با معنويت بالاتر آماده و مهياي توليد بهتر, رفتار مناسبتر در جامعه و حضور مؤثر و مفيدتر در همة عرصه¬هاي اقتصادي و اجتماعي شود و از اين طريق بر رشد و تعالي مادي و معنوي خود و جامعه مؤثر واقع شود. مايه اصلي سرمايه مذهبي فردي, ايمان فرد است كه با رسوخ و تعميق آن سرمايه مذهبي, خودفزايندگي و اثرگذاري بيشتري پيدا ميکند. سرمايه مذهبي اجتماعي, ساختارهاي مساعد رشد و تعالي مادي و معنوي جامعه را فراهم ميكند و جامعهاي پويا، سرزنده و فعال را ايجاد ميكند. سرمايه مذهبي اجتماعي موجب توسعه نهادهاي مدني، نهادهاي اقتصادي و اجتماعي رشد دهنده کل جامعه مي¬شود و از اين طريق باعث رشد و توسعه بيشتر مذهبي و فرهنگي جامعه و نيز موجب تقويت بنيانهاي توسعه ميشود. از اين¬رو ميتوان عناصر شكلدهنده ساختارهاي مذهبي جامعه را سرمايههاي مفيد و مؤثر براي توسعه دانست كه در همه ابعاد توسعه زندگي فردي و اجتماعي مؤثر هستند. بر اين اساس يک توصيه سياستي مهم از اين بحث حاصل مي¬شود که اگر مي¬خواهيم به توسعه فرهنگي, اجتماعي و اقتصادي مناسب دست پيدا کنيم, يک راه بسيار مناسب و سازگار با ساختارها و ويژگي¬هاي کشور ما, توسعه و گسترش دادن سرمايه مذهبي به ويژه در ابعاد کيفي آن است. منابع و مآخذ 1. فوكوياما، فرانسيس (1379) پايان نظم: سرمايه اجتماعي و حفظ آن، مترجم غلامعباس توسلي، تهران: انتشارات جامعه ايرانيان، چاپ اول. 2. كلمن، جيمز (1377) بنيادهاي نظريه اجتماعي، ترجمه منوچهر صبوري،تهران، نشرني، چاپ اول،. 3. بورديو، پير (1384) شکل¬هاي سرمايه، گردآورنده کيان تاجبخش, ترجمه افشين خاکباز و حسن پويان، تهران: شيرازه. 4. پوتنام, رابرت و ديگران (1384) سرمايه اجتماعي, اعتماد, دموکراسي و توسعه, گردآورنده کيان تاجبخش, ترجمه افشين خاکباز و حسن پويان، تهران: شيرازه. 5. رحماني, تيمور, و عباسي نژاد, حسين و اميري, ميثم (1386) بررسی تؤثير سرمايه اجتماعي بر رشد اقتصادي ايران, فصلنامه پژوهش¬هاي اقتصادي, تابستان 1386. 6. الوانی، سيد مهدي, و شيرواني، عليرضا (1380) اصلاحات اداري و سرمايه اجتماعي، نشريه آبادي. 7. الواني، سيدمهدي, و شيرواني، عليرضا (1380) سرمايه اجتماعي مفاهيم و نظريه¬ها، فصلنامه مديريت، شماره 33-34. 8. ايوانز، تی. ديويد و ديگران (1380) بررسی مجدد رابطه دين و جرم، ترجمه علی سليمی، شماره 23. 9. پور موسوی، فتحا.. (1381) جامعه مدنی و سرمايه اجتماعی، مجله راهبرد، شماره 26. 10. دادگر, يداله, و عزتي، مرتضي (1381) بررسي رابطه مذهب و رفتار مصرفكننده در ساير اديان، فصلنامه مفيد، شماره 31. 11. شارع پور، محمود (1379) بررسی سرمايه اجتماعی و حفظ آن، کتاب ماه علوم اجتماعی، ش.36. 12. شارع پور، محمود (1380) فرسايش سرمايه اجتماعی و پيامدهای آن، انجمن جامعه شناسی ايران، ش.3. 13. عزتي، مرتضي (1376) فرهنگ توسعه از ديدگاه حضرت امام خميني (ره) تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. 14. عزتي، مرتضي (1381) تبيين نظريه رفتار مصرفكننده مسلمان، تهران: پاياننامه دكتري اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس. 15. عزتي، مرتضي (1383) نظريه رفتار مصرفكننده مسلمان, فصلنامه اقتصاد اسلامي, شماره 18. 16. عزتي، مرتضي (1383) ايمان، عقلانيت و رضايت¬خاطر، تهران: مركز پژوهش¬هاي اقتصاد. 17. عزتي، مرتضي (1386) تخمين اثر ايمان بر تخصيص پول افراد براي قرض¬الحسنه و کسب سود، تهران: فصلنامه دين و اقتصاد، شماره 3. 18. عزتي، مرتضي (1384) نظريه اسلامي رفتار مصرفكننده, تهران: مرکز پژوهش¬هاي اقتصاد. 19. كتابي، محمود و ديگران (1385) دين, سرمايه اجتماعي و توسعه اجتماعي، مجله پژوهشي علوم انساني دانشگاه اصفهان. 20. كهف، منذر (1375) مقدمهاى بر اقتصاد اسلامى؛ مترجم عباس عرب مازار؛ تهران: سازمان برنامه و بودجه. 21ـوبر، ماكس (1371) اخلاق پروتستان و روح سرمايهداري؛ ترجمه عبدالمعبود انصاري؛ تهران: سمت. 22- Allport, G. W. & Ross, J. M. (1967) Personal Religious Orientation and Prejudice; Journal of Personality and Social psychology, No. 5. p.p., 432-433. 23- Allen, R.C. (1998) The Great Divergence: Wages and Prices in Europe from the Middle Ages to the First Wrold War; university of British Columbia press. 24- Azzi, Corry and Ehrenger; Ronald G. (1975) Household Allocation of Time and Church Attendance; J. Polit. Econ., 83: pp. 27-56. 25- Barro, Robert J. and Mc Cleary, Rechel M. (2002) Religion and political Economy in an International panel; NBE R Working Paper, No 8931, May. 26- Beisner, E. Calvin (1989) Christian Economics: A system Whose Time Has Come? Lynchburg: Liberty university. 27- Blum, Irlich and Dudley, Leonard (2001) J. Evoluationary Economics; p.p. 207-230. 28- Candland, Christophen. (2000). Religion and community in southern Asia, Kluwer Academic Publishers, vol 33. 29- Chiswick, Barry R. (1983) The Earnings and Human Capital of American Jews; J. Human Res., 18: 3, pp. 313-36. 30- Delacroix, Jacques. (1992) A Critical Empirical Test of the Common Interpretation of the Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism; Paper Presented on meethings of Int. Assoc. Business & Society in leuven, Belgium. Journal of Research in Islamic Economics, Vol. 2, No. 2, 1405. 31- ___________ (1995) Religion and Economic Action: The Protestant Ethic, The Rise of Capitalism and the Abuses of Scholarship; J. Sci. Study Rel., 34: 1 pp. 126-27. 32- Douglas, S.P. (1976) Cross-National Comparsons and Consumer Sereatypes: A Case Study of working and Non-Working Wives in the U.S. and France; J. Consumer Research; June p.p. 12-20. 33- Ellison, Christopher G. (1991) Religious Involvement and Subjective Well-being; J. Health & Soc. Behav., 32: 1, pp. 80-99. 34- Evans, T. David et al. (1995) Religion and Clime Reexamined: The Impact of Religion, Secular Controls, and Social Ecology on Adult Criminality Criminology, 33: 2, pp. 195-224. 35- Gaiso, Luigi, & Sapienza, Paola, & Zingales, Luigi (2002) People’s Opium? The Economic Effect of Religion; Preliminary and Incomplet Version, April. 36- Glahe, Fred and vorhies, Frank (1989) Religion, Liberty and Economic Development: An Empirical Investigation; Public choice, 62: 3, pp. 201-15. 37- Greeley, Andrew M. (1989) Religious Change in America; Harvard U. Press. 38- Heath, W. C. and Waters, M. S. and Watson, J.K. (1995) Religion and Economic Welfare: An Empirical Analysis of state per capita income; J. Economic Behavior & Organization, Vol. 27, p.p. 129-142. 39- Heaton, Timothy B. & Pratt, Edith L. (1990) The Effects of Religious Homogamy on Marital Satisfaction and Stability; J. of Family Issues, 11:P 2, pp. 191-207. 40- Hirschman, Elizabet C. (1983) Religious Affiliati on and Consumer processes: An initial Paradigm in Jagdish N. Sheth ed. Research in Morketing, JAI Press, Green wich. CT. 41- Hoge, Dean R. and Yang, Fenggang (1994) Determinants of Religious Giving in American Denominations: Date Frome Two Nationwide Surveys; Rev. Rel. Res., 36: 2, pp. 123-48. 42- Iannaccone, Laurence R. (1984) Consumption, Capital and Habit Formation with an Application to Religious Participation. U. Chicago: ph. D. Dissertation. 43- (1988) A Formal Model of Church and Sect; Amer. J. Soc., Supplement, 94, pp. 241-68. 44- (1990) Religious Practice: A Human Capital Approach; J. Sci. Study Rel., 29: 3, 1990, pp. 297-314. 45- (1991) The Consequences of Religious Market Structure: Adam Smith and the Ecnomics of Religion; Retionality & Society, 3: 2, pp. 156-97. 46- (1992) Sacrifice and Stigma: Reducing Free – Reding in Cults, Communes, and Other Collectives; J. Polit. Econ., 100: 2, pp. 271-97. 47- (1995) Risk, Rationality, and Religious Porfolios; Econ. Inquiry, 38: 2, pp. 285-95. 48- (2001) Progress in the Economics of Religion; Santa Clara: Santa Clara University, CA 95053. 49- Lehrer, Evelyn (1996) The Role of the Husband’s Religious Affiliation in the Economic and Demographic Behavior of Families; J. Sci. Study Rel., 35: 2, pp. 145-55. 50- (2002) The Role of Religion in Union Formation: An Economic Perspective; Preliminary Draft, May. 51- Lipford, Jody W., McCormick and Robert E., and Tollison, Rebert D (1993) Preaching Mateers; J. Econ. Behav.Organ., 21: 3, pp. 235-50. 52-Mayer, Albert J. and Sharp, Harry (1962) Relogious Prefernece and Worldly Success; American Sociological Review. 53- Mc Cleary, Rachel M. (23002) Salvation and Economic Incentives; PRPES Working Paper, May. 54- Paldam, Martin (1999) Corruption and Religion Adding to the Economic Model? Center for Dynamic Modeling in Economics, Working Paper No. 21. 55- Pearce, Lisardf, Axinn, Wilian, G. (1998). The impact of religious life on the quality of mother child relation, American sociological review, 63. 56- Pyle, Ralph E. (1993) Faith and Commiment to the Poor : Theological Orientation and Support for Government Assistance Measures ; Soc. Rel., 1993, 54: 4, PP. 385-401. 57- Samuelsson, Kurt (1993) Religion and Economic Action: The Protestant Ethic, the Rise of Capitalism, and the Abuses of Scholarship; Toronto: U. Toronto Press. 58- Sood, James and Nasu, Yukio; (1995) Religiosity and Nationality An Exploratory Study of Their Effect on Consumer Behavior in Gapan and the United States; J. Business Research, Vol. 34, P.P. 1-9. 59- Stark, Rodney (1972) The Economics of Piety: Religious Commiment and Social Class; in Issues in Social Inequality. Gerald W. Thielbar and Saul D. Feldman, eds. Boston: Little, Brown, PP. 483-503. 60- Stigler, George J. and Becker, Gary S. (1977) De Gustibus Non Est Disputandum; Amer. Econ. Rev., 67: 2, PP. 76-90. 61- Sullivan, Dennis H. (1985) (Simultaneous Determination of Church Contributions and Church Attendance; Econ. Inquiry, 23: 2, P.P. 309-20. 62- Tawney, Richard H. (1926) Religion and the Rise of Capitalism; New York: Harper and Row. 63- Weber, Max (1958) The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism; Translated by Talcott Parsons; New York: Free Press. 64- Wilkes, R.R. and Burnett, JJ. and Howell, R.D. (1986) On the Meaning and Measurment of Religiosit in Consumery Research; J. Academic Marketing Science, Vol. 14, (1) P.. 74-56. |
||||||||||||||||||||
|
ثبت کننده در سیستم: کاربر رهجو 1 تاریخ ثبت: 1388/10/16 تعداد مطالعه 241 مرتبه بوده است. |
||||||||||||||||||||